Old Version Animation
کشف اولین انیمیشن جهان در شهر سوخته
كشف اولين تصاوير متحرك جهان در شهر سوخته:
اولين تصاوير انيميشن جهان بر روي جامي سفالين متعلق به 5000 سال پيش در شهر سوخته در استان سيستان و بلوچستان واقع در جنوب شرقي ايران كشف شد. در اين تصوير كه به عنوان اولين تصوير انيميشن جهان شناسايي شده است، طراح بزي را در حال حركت و پرش به سمت درختي براي جويدن برگهايش به تصوير كشيده است.
بر روي قطعات سفالين يافت شده در شهر سوخته كه با بيش از 5000 سال قدمت از تمدنهاي كهن تاريخ جهان به شمار ميآيد، تصاوير زيادي از بز و ماهي يافت ميشود كه اين امر بيانگر بهرهبرداري ساكنان آن شهر از اين حيوانات بيش از ديگر جانوران است.
در تصاوير طراحي شده بر روي اين جام با ارتفاع 10 و عرض 8 سانتي متر ، وجود حركت به ظرافت به تصوير كشيده شده كه پيش از آن بيسابقه بوده است. بر روي بعضي از سفالينههاي اين شهر تصاوير مكرري ديده ميشود ليكن هيچكدام بيانگر حركت در تصاوير نبودهاند.
باستانشناس ايراني، مسئول عمليات حفاري شهر سوخته، اذعان مي دارد:"ضمن حفاري مدفن اين جام سفالين، به اسكلتي رسيديم كه گمان ميرود متعلق به خالق اين اثر هنري باشد"
منبع خبر: iran animation ................................................ ................................ .................. ........... 

بارباپاپا رو نمی شه فراموش کرد مگه نه؟!!
فکر نمی کنم هیچ توضیحی لازم داشته باشه فقط می خوام خاطراتمون و با این خانواده فوق العاده دوست داشتنی مرور کنیم. سلام بارباها...







pingo
زندگی با پینگوی دوست داشتنی
پینگو پنگوئن کوچولو و شیطونی که از هر فرصتی برای بازی با دوستان و خانوادش استفاده می کنه...
پینگو یه خواهر داره به اسم پینگا که برادرشو خیلی دوست داره و همیشه منتظر تا اون به خونه برگرده و بعضی وقتها هم که پینگو بر خلاف اون کاری می کنه این پینگا دوست داشتنی عصبانی می شه...
مادر پینگو معمولا در خانه مشغول مراقبت از بچه ها و کارهای خانه است پینگو اکثر اوقات مجبور مادر رو به خاطر کارهاش متقاعد کنه و مادر هم احساس رضایتش رو از این پنگوئن شیطون با در آغوش کشیدن اون نشون می ده... پدر هم در کارهای خانه به مادر پینگو کمک می کنه مثلاٌ در بافتن لباس. آشپزی و یا اتوکشی... پدر پینگو یک پستچی که برای رساندن نامه ها از اسکیدو استفاده میکنه. اون عاشق خانوادشه....
دوست صمیمی پینگو اسمش روبی. اون یه خوک آبی که عاشق تفریح کردن و خندیدن و همیشه برای آیندش چندتا ماهی اضافه تر شکار می کنه تا یه وقت گرسنه نمونه... پینگو و روبی با هم می تونن دو برابر شیطونی کنند اونها از دوستی هم لذت زیادی می برند.





HARMONICA & BLUES
سازدهنی سبک بلوز را می آراید




ورود سیاهان به قاره سفید مواجهه با تمدنی جدید را به دنبال داشت و آشنایی با آلات مختلف موسیقی هم ارمغان این تمدن بود. این که چرا سیاهان به سازهای بادی روی خوش نشان دادند به آسانی قابل درک است. آنان با هدف حفظ ریشه های آوازی خود به طبع آزمایی دراین عرصه می پرداختند و در پی سازی بودند که بتوانند ملودی ها و شیوه های آوازی خود رابرروی آن پیاده کنند.
سازهای بادی بدین منظور انتخاب مناسبی بودند چون هم به اصوات حنجره انسانی نزدیک تر بودند وهم اساسا از قابلیت بیشتری برای ترجمان احساسات انسانی و ادای آن به زبان موسیقی برخوردار بودند. ضمن اینکه به خوبی از عهده همراهی با خواننده و سوال و جواب با آواز برمی آمدند. این بود که استفاده از هارمونیکا (سازدهنی) در بلوز و سایر سازهای بادی (ترومپت و ساکسیفون و کلارینت) در جز رواج یافت.
البته باید گفت که سیاهان مردمانی تنگدست و محنت کشیده بودند که همواره با ظلم و تعدی اربابان سفیدپوست و شدیدترین اشکال تبعیض نژادی دست به گریبان بودند و ماحصل بیگاری آنان حتی کفاف معاش روزمره شان را نمی داد تا چه برسد به اینکه بخواهند سازی هم بخرند! به همین خاطر اولین سازهایی که داشتند دست ساز - و من درآوردی - بود. مثلا یک سیم فلزی را به دیوار اصطبل یا انبار می بستند و سعی می کردند با نواختن آن تک سیم الگوهای ریتمیک را روی آن اجرا کنند و از طرفی با لغزاندن تکه جداشده ای از سربطری (Bottleneck) یا یک چاقوی فلزی روی سیم صداهای مختلفی از آن سیم درآورند. همین شیوه ابداعی در نوازندگی بود که بعدها با نام Slide Guitar بر روی گیتار هم پیاده شد. در ابتدای قرن بیستم سیاهان به درجه ای از مهارت و تسلط در نواختن گیتار رسیده بودند که حتی آهنگهای بی کلام را هم میتوانستند روی گیتار پیاده کنند. برای نمونه به آهنگ "Dark Was The Night" از Blind Willie Johnson که با Slide اجرا شده توجه کنید.
به هرحال سیاهان معمولا سازهای ارزان قیمت و دست دوم برای خود دست و پا میکردند یا حتی در مواردی آنها رابه سرقت می بردند. برای نمونه می توان به تجربه جالب Junior Wells (نوازنده بزرگ هارمونیکا درسبک بلوز) دراین زمینه اشاره کرد. وی می گوید: "می خواستم یک سازدهنی بخرم. ده سنت بیشتر نتوانستم جمع کنم. به مغازه سازفروشی رفتم و آن را امتحان کردم. قیمتش را پرسیدم. پنجاه سنت (نیم دلار) بود. ده سنت پول را روی پیشخوان انداختم. سازدهنی را برداشتم و دررفتم! فروشنده هم دنبالم گذاشت و مرا دست بسته پیش قاضی برد. وقتی قاضی دید که خوب ساز می زنم باقی پول مرد فروشنده را ازجیب خودش داد و اجازه داد من بروم."
بیشک خیرخواهی و دوراندیشی آن قاضی سفیدپوست در مقطعی از تاریخ به کمک بلوز آمده است ولی شرایط دشوار اقتصادی را که درطول دوران شکوفایی و بالندگی بلوز همواره برای هنرمندان این سبک دردسرساز بوده است نباید فراموش کردو نباید تعجب کرد وقتی که Howlin' Wolf می گفت: "من بلوز را فقط محض خاطر پول می خوانم!". بوده اند آنهایی که نگاهی ورای ملاحظات مادی به بلوز داشته اند. چنان که Muddy Waters می گفت: " من بلوز رافقط به خاطر خود بلوز می خوانم."
اما بد نیست به چگونگی اضافه شدن Harmonica (سازدهنی) هم به حلقه سازهای مهم و تاثیرگذار این سبک اشاره کنیم. وقتی در اوایل دهه 1860 نخستین محموله سازدهنی ساخت کارخانه Hohner آلمان ازطریق کشتی به بنادر آمریکا رسید به سرعت جای خود را دربین مردم پیدا کرد.
سازی بود کوچک و ارزان و قابل حمل که هم می شد با آن آهنگهای شاد و ریتمیک زد و هم از پس ترانه های غم انگیز برمی آمد و اینسان بود که وارد موسیقی محلی و فولکلورآمریکای اواخر قرن نوزدهم شد. John Steinbeck نویسنده مشهور نیز در کتاب "خوشه های خشم" به این مساله اشاره کرده است (فصل 23) . ورود سازدهنی به آمریکا تقریبا مصادف شد با پایان جنگ داخلی و صدور اعلامیه آزادی بردگان. البته این آزادی تغییر چندانی در اوضاع سیاهپوستان ایجاد نکرد. آزادی از قید بردگی تنها با نوع دیگری از اسارت عوض شده بود چرا که زمینها و املاک کماکان در دست سفیدپوستان باقی ماند و سیاهان تیره روز هم برای گذران زندگی ناچار بودند یا اجیر روزمزد اربابان حریص سفید شوند و یا حداکثر زمینی را از ارباب اجاره کنند و به درصد ناچیزی از سود محصول راضی باشند. با این وجود پایان برده داری (به آن شکل بدوی) فرصت بیشتری در اختیار سیاهان گذاشت تا به فراگیری موسیقی بپردازند. دو آلت موسیقی بود که توجه آنها را بیشتر از بقیه به خود جلب می کرد: یکی بانجو چون سازی شبیه به آن را در آفریقای خودشان داشتند (بعدها سیاهان تکنیک های بانجو را به گیتار انتقال دادند) و دیگری سازدهنی که جدید و ناشناخته بود و بهای اندکی داشت (ده تا بیست سنت). سیاهان عملا این ساز را از آن خود کردند و توانستند با ابداع تکنیک های جدید به شیوه های نوینی از صدادهی در این ساز برسند.
صدای دلنشین سازدهنی هم خیلی خوب با بانجو و گیتار جفت و جور می شد و هم به واسطه برخورداری از تکنیک های متنوع اجرایی قابلیت کم نظیری در نزدیک شدن به صدای انسان و تقلید آن داشت (به طوریکه گفته می شود یک نت خاص را روی سازدهنی می توان به حداقل سی روش متفاوت بیان کرد!).
مجموعه این خصوصیت ها و مساعی بزرگانی چون Noah Lewis, Willy Shade, De Ford Bailey, Sonny Terry, Sonny Boy Williamson و دیگران باعث شد تا در اوایل قرن بیستم سازدهنی به یکی از عناصر لاینفک بلوز تبدیل شود و حتا با الکتریک شدن بلوز و در دوران بعد از جنگ نقش خود را – خصوصا در Chicago Blues- حفظ نماید.
در گروه های بلوز مدرن هم هارمونیکا هنوز نقش ویژه خود را حفظ کرده است. به قطعه ای از آهنگ "Texas" ساخته گروه "The Blues Disciples" (مریدان بلوز!) گوش دهید.

منبع خبر: harmonytalk
wallace & gromit

«والاس وگروميت:
نفرين خرگوش نما» از زبان سازنده اش
مرد دهن گشاد انگليسى و سگش بازگشته اند! والاس و گروميت، عروسك هاى خميرى نيك پارك Nick Park كه تا پيش از اين، ستاره انيميشن هاى كوتاه تلويزيونى بودند- يكى دو تايشان را تلويزيون ما بارها پخش كرده- اكنون پا به پرده عريض سينما گذاشته و باعث شده اند كه امسال، سال رويايى براى انيميشن هاى عروسك خميرى ايست - حركتى باشد! اول «عروس جنازه تيم برتون» و حالاهم «والاس وگروميت: نفرين خرگوش نما(۱)»
ببينيم خود نيك پارك، خالق والاس و گروميت، درباره فيلم آخرش چه مى گويد: «بايد بگويم كه اول كار حسابى ترسيده بودم، چونكه عروسك هاى خميرى و به شيوه انيميشن ايست- حركتى براى فيلم هاى كوتاه، خوب جواب مى دادند اما مشكل ما ساختن يك فيلم سينمايى بلند بود، به همين دليل اول «فرار مرغى» Chicken Run را ساختيم كه فكر كنم طرفداران زيادى پيدا كرد بعد از آن ديگر نگران اين مسأله نشدم كه چه طورى ۸۰ دقيقه راپركنم و حالا كه كار خوب ديگرى داريم!»
خلق داستان
«همه چيز از جايى شروع شد كه با يكى از نويسندگان بزرگ فيلم هاى كوتاه در يك رستوران نشسته بوديم و داشتيم به اين قضيه فكر مى كرديم كه چه مى شد اگر داستان اين فيلم، شبيه فيلم «گرگ نما were-wolf» اثر ترسناك كمپانى يونيورسال در سال ۱۹۳۰ از كار در مى آمد، اما بدون خون و خونريزى! در واقع به جاى خون و جسد، فيلم پر از سبزيجات باشد، يك فيلم ترسناك گياهى! به نظر من بهترين ويژگى شخصيت هاى دهان گشادم اين است كه با اخلاق هاى خاص و كارهاى عجيب و غريب و غير منتظره شان، مى توانند داستان را به راحتى جلو ببرند.تكنيكى جديد براى حركت دهان ها در انيميشن خميرى:
«مادر كارهاى قبلى عادت داشتيم كه براى هر نما، فرم ها را به طور كامل بسازيم يعنى انيماتور، سر عروسك را به طور كامل بر مى داشت و حالت جديد دهان را شكل مى داد اما در اين كار از تكنيكى جديد تر و البته سريع تر استفاده كرديم به اين ترتيب كه مى توانستيم دهان عروسك ها را به طور جداگانه برداريم و براى نماى تازه، حالت جديدى به آن بدهيم. هر انيماتور مى بايست بيست حالت مختلف به دهان بدهد، مثل: آ، او، اى، اِ، يه، اُ، اَ، م م م، پَه وَ...»
مشكلات انيميشن خميرى
«ساختن انيميشن هاى خميرى به شيوه ايست- حركتى، زيبايى ها و البته سختى هاى خودش را دارد. چونكه شخصيت هاى فيلم در يك طرف و دوربين و ساير وسايل طرف ديگر، آماده فيلمبردارى هستند و انيماتور بايد هر دو طرف را در كنترل خود داشته باشد. بهتر است بگويم كه انيماتور نقش يك اجرا كننده را دارد، چونكه در اين شكل كار بايد فيلمبردارى به ترتيب تاريخى صورت بگيرد و نمى توان به صحنه مشخصى بازگشت پس اگر اشتباهى در فيلمبردارى پيش آيد بايد همه چيز را از اول شروع كرد! درست مثل اجراى يك نمايش كه جاى تكرار وجود ندارد. به همين دليل فيلمبردارى هر نما، دو يا سه روز طول مى كشد. يك وجه اشتراك ديگر هم بين كارما و هنرنمايش وجود دارد؛ ما هم در كارخود يك جورهايى تمرين داريم. البته مطمئناً با والاس و گروميت سر و كله نمى زنيم كه قبل از هر صحنه، درست حس بگيرند اما براى هر نما يك نقشه فيلمبردارى داريم. مثلاً قرار است والاس ازكنار يك ميز بگذرد، ما يك موقعيت A و يك موقعيت B داريم كه آنها را علامتگذارى مى كنيم و عروسك را يك بار بدون فيلمبردارى بين دو نقطه حركت مى دهيم. مهمترين مسأله اين است كه عروسك، درست روى علامت مورد نظر قرار بگيرد. سپس اين تمرينها و تكرارها را به شخصيت هاى عروسكى ديگر فيلم هم انجام مى دهيم. اين تمرين و تكرار از اصول مهم حركت براى انيماتور هستند بعد از آن براى برداشت نهايى آماده مى شويم. گاهى اوقات انيماتورهاى خيلى حرفه اى بدون اين تمرين ها يكراست سراغ برداشت اصلى از صحنه مى روند و البته اگر در اين مواقع خيلى فرز و سريع باشند و اشتباهى رخ دهد ناچار هستند دوباره فيلمبردارى كنند اما، ما نمى توانيم اين كار را بكنيم. در واقع تهيه كننده ها چندان خوشحال نمى شوند كه خرج اضافه سوتى ها و دوباره كارى هاى ما را بدهند!»
يك خاطره
«يادم است سرفيلم «فرار مرغى» وسط يك روز كارى سخت، يك كله مرغ له شده بيچاره را پشت صحنه پيدا كردم كه ردته يك چكمه رويش مانده بود (البته منظور كله عروسكى است!) واقعاً حالگيرى بود در حالى كه بايد به تمام افراد گروه و همكاران دلگرمى هم داد. علاقه مند نگه داشتن تمام عوامل به فيلم در پروژه اى به اين بزرگى، اصل مهمى است كه البته من در اين زمينه به خودم افتخار مى كنم!»



The Sponge Bob Square Pants
باب اسفنجي شلوار چهار گوش
باب اسفنجي خيلي عجيب، خيلي منحصر به فرد و بله… كاملاً اسفنجي. آن پايينها در اعماق اقيانوس آرام در شهر زير دريايي بيكيني باتوم يك اسفنج دريايي زرد چارگوش به نام باب اسفنجي شلوار مربعي زندگي ميكند. او در يك آناناس با حلزون دست آموزش «گري» زندگي ميكند كه عاشق شغلاش يعني آشپزي در مغازة «كراستي كراب» است، او به راحتي ميتواند براي همه دردسر درست كند. مواقعي كه اعصاب همسايه اخمويش «اسكوئيد وارد» را تحريك نميكند، ماجراهاي هيجانانگيزي را با دوست عزيزش «پاتريك» ستاره دريايي يا با دوست دختر موج سوار ماجراجويشان «سندي چيك» تجربه ميكند. در بيكيني باتوم، ماهيها راه ميروند، حباب درست كردن يك هنر است و خوشمزهترين غذاي زير دريا يك برگر سرخ شده پاتي كرابي است. بياييد شيرجه بزنيم و با «باب اسفنجي» در شهر زير دريا غوطهور شويم.


Walt Disney+ Pixar
والت دیسنی با قیمت 7.4 میلیارد دلار پیکسار را می خرد
کمپانی والت دیسنی، شرکت پیکسار که سازنده فیلمهای متحرک موفقی نظیر سرگذشت اسباب بازیها است را خریداری می کند.
والت دیسنی تمام سهام پیکسار را با قیمت 7.4 میلیارد دلار خریداری می کند و براساس این معامله استیو جابز مدیر عامل پیکسار به هیات مدیره والت دیسنی میپیوندد. استیو جابز که مدیر عامل شرکت اپل نیز میباشد، نیمی از سهام پیکسار را در اختیار دارد و این از دست دادن پیکسار میتوانست ضربهای بزرگ به دیسنی وارد کند. زیرا بازار فروش فیلم ها، محصولات DVD، ویدئویی و سایر اجناس پیکسار، بسیار پررونق است و میتوان گفت ادغام این دو شرکت به طور چشمگیری باعث بهبود بخش انیمیشن دیسنی خواهد شد و پیکسار موتور خلاق بسیار مهمیبرای رشد این کمپانیمحسوب میشود.
بر اساس برآوردها، درآمد شش فیلم پیکسار برای دیسنی، تقریبا 2.3 میلیارد دلار بوده است و با این حال تحلیلگران میگویند: ارزش واقعی پیکسار برای دیسنی استعدادهایی است که به همراه میآورد که میتوان از این میان به جان لستر - معاون مدیرعامل پیکسار - اشاره کرد که موتور خلاق پیکسار به حساب میآید.
دیسنی اخیرا از سایر شرکتهای سازنده آثار کارتونی عقب افتاده است و تازهترین محصولات سینمایی آن در جبران این وضع نا موفق بوده است. و به نظر آنانت ساندارام استاد دانشگاه دارتموت این معامله احتمالا گویای کمبود اعتماد به نفس دیسنی است و اگر این ارزیابی درست باشد، در آن صورت این اعترافی ناگوار از سوی کمپانیاست که اساسا حیطه انیمیشن را به وجود آورد و آن را تعریف کرد.
منبع خبر : دنیای ای تی به نقل از BBC
Walt Disney
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
+



Donald Duck
شناسنامه دونالد داک

خوش قلب ترین ، پرچانه ترین ، بدشانسترین ، عصبانیترین ، خوش بین ترین قهرمان والت دیسنی دونالد است . او در سال 1934 در امریکا با نام دونالد داک متولد شد و بزودی قهرمان داستانهای مصور فراوانی گردید . دونالد در 126 داستان مصور نقش قهرمان اول را داشته است در حالیکه میکی قهرمان 121 داستان مصور بوده است .
دونالد برادرزاده عمو اسکروچ است . همانقدر که باعث تفریح و شادی خواندگان داستانهایش می شود عموی پولدارش را ناراحت می کند .
|
Name: |
|
Donald Duck |
|
| ||
|
Address: |
|
He lives together with his three nephews Huey, Dewey and Louie in a house in Duckburg. |
|
| ||
|
Born: |
|
Ca. 1920 in Duckburg? |
|
| ||
|
Died: |
|
? |
|
| ||
|
First appearance: |
|
On June 9th, 1934 in the movie "The wise little hen". |
|
| ||
|
Created by: |
|
Walt Disney |
|
| ||
|
Father: |
|
|
|
| ||
|
Mother: |
|
|
|
| ||
|
Siblings: |
|
Della Duck (twin-sister) |
|
| ||
|
Spouse: |
|
None. He dates Daisy Duck. |
|
| ||
|
Children: |
|
None |
|
| ||
|
Other close relatives: |
|
Huey, Dewey and Louie Duck (nephews) |
|
| ||
|
Member of: |
|
"The Three Caballeros" |
|
| ||
|
Occupation: |
|
Various. He often work for his uncle, $crooge. |
|
| ||
|
Drives: |
|
313, a car he (according to Don Rosa) built himself from spare parts. |
lemon wallpaper
این قسمت هر هفته به روز میشود. که شامل بهترین کاغذ دیواریهای انمیشن و کارتن است. شما ببینید نخواستید بیارید ما هفته بعد عوضش می کنیم...

Mickey Mouse
شناسنامه میکی موز ( میکی موس )

میکی مشهورترین قهرمان داستانهای والت دیسنی است . والت دیسنی میکی را در سال 1927 اختراع کرد ولی عملاً از 18 نوامبر سال 1972 اولین فیلم کارتون میکی در شهر نیویورک بمعرض نمایش گذاشته شد و بلافاصله شهرت و موفقیت فراوان پیدا کرد و از همان روز بصورت دوست شماره یک نوجوانان جهان در آمد.
میکی موجودی است شجاع ، درستکار ، باهوش . او کوچولوئی است که از بزرگترها ترس و وحشت ندارد و این بجهت آنست که میکی همیشه قبل از هر اقدامی فکر می کند و هیچ کاری بنظر او غیر ممکن نیست .
میکی در کشورهای مختلف جهان اسمهای مختلف دارد . در آمریکا میکی موز ، در فرانسه میکی، در ایتالیا توپولینو در یونان میکی مااویز نامیده می شود.

music
کنسرت بزرگ هنرستان موسیقی دختران
باید دیوانه باشی یا عاشق که بتوانی موسیقی گوش کنی و به آفریدگار بپیوندی...
مکان: روبروی تالار وحدت هنرستان موسیقی دختران (آمفی تاتر)
اجرای موسیقی سنتی. تاریخ: ۴ و ۶ بهمن ماه ۱۳۸۴ ساعت ۱۷
اجرای موسیقی کلاسیک. تاریخ: ۵ و ۷ بهمن ماه ۱۳۸۴ ساعت ۱۸
با رهبری: آرمان نوروزی.جاوید مجلسی و محمدرضا فیاض

"هفت رنگ" تنها انیمیشن سهبعدی حاضر در جشنواره فجر
مازیار محمدینژاد، کارگردان "هفت رنگ" است. کار یک اثر کودکانه و تنها اثر انیمیشن حاضر در جشنواره محسوب میشود که به صورت سهبعدی ساخته شده است."
این فیلمساز فعالیت خود را با تولید انیمیشن کوتاه آغاز کرده است و از کارهای او میتوان به انیمیشن "آنچه باقی ماند" اشاره کرد.
داستان "هفت رنگ" درباره جنگلی است که حیوانات درون آن ناشکری میکنند و قدر رنگهای خود را نمیدانند و این رنگها از میان میرود و سالها بعد پروانهای اسطورهای که از افسانهها آمده ماموریت پیدا میکند رنگهای حیوانات را بیابد.
من واقعاٌ حال میکنم از این که می بینم علاقه و اعتماد به نفس یک هنرمند بالاخره جواب می ده...به امید ساخت بیشتر انیمیشنهای ایرانی در اندازه یک انیمیشن جهانی...من خودم پایم...
..........................................................................................................................
match seller girl
برف می بارد... سرد و سفید
آرام بخوابید... دخترک کبریت فروش همچنان بیدار است...
![]()
HARMONICA
هارمونیکا همون سازدهنی. میدونید ساز تنها زیبا و راحتی به راحتی یک فوت. فقط کافیه اندازه من دوستش داشته باشید. اگر هوس کردید بزنید بهم بگید....
حالا شما بزنید خوشتون نیومد بیارید ما عوض میکنیم...![]()
پیشنهاد می کنم بهتون آهنگای سبک بلوز رو اگر سازدهنی و صداش و دوست دارید گوش کنید...حتمن بعدش میگید زندگی با صدای سازدهنی رنگی تره...............

one man band
چون داستان کوتاه پیشنهاد می کنم بدون هیچ توضیحی سری به این سایت بزنید و داستان رو بخونید
این فیلمنامه یک فیلم کوتاه که اگر حوصله خوندن هم ندارید صبر کنید تا فیلم آماده بشه
شما باز بخونید اگر دوست نداشتید بیاید ما عوض میکنیم...(قابل توجه کاوه ...)
One Man Band - the short film of pixar
Art
اين فشار است كه آنچرا هنر مي نامند تشكيل مي دهد.
آزادي كامل براي هنرمند خطرناك است به دليل آن كه مي تواند از آن نه براي خلق
كردن بلكه براي بر باد دادن قدرت خلاقيتش استفاده كند...!
فدريكو فليني