این تنها موشیه که وقتی می بینیش جیغ نمیزنی!

Ratatouille

رتتول

 

شناسنامه :

گونه: انيميشن / حادثه اي / کمدی / خانوادگی/ فانتزی

كارگردان:            Brad Bird
                     Jan Pinkava 

نويسنده:            Brad Bird
                      Jan Pinkava      

تهيه كننده:       Pixar Animation Studios 

كشور سازنده:   آمريكا

زبان:                انگليسي فرانسوی

مدت:               ۱۱۱دقيقه

مروری بر این انیمیشن: 

موشی که تصور حضورش در آشپزخانه، هر کسی را از اشتها می‌اندازد، چه برسد به اینکه سرآشپز هم باشد. اما انیمیشن «رتتویی» تصویری جذاب و دوست‌داشتنی از موش سرآشپزی به نام «رمی» ارائه می‌دهد‌. در این انیمیشن رمی پس از مدت‌ها زندگی در فاضلاب و آشغال‌خوری، رویای این را در سر دارد كه یك آشپز بزرگ فرانسوی شود‌. او برخلاف بقیه موش‌ها عاشق بوهای دل‌انگیز و غذاهای خوشمزه است اما این حس برای موشی که باید زندگی‌اش را در میان آشغال‌ها بگذراند، بسیار سخت است.
برخلاف مخالفت خانواده‌اش، او بالاخره آنها را ترک می‌کند و راهی پاریس می‌شود. رمی در ساعت‌های بیکاری‌اش کتاب مشهورترین سرآشپز دنیا - یعنی آگوسته آگوستا - را می‌خواند‌. موش صحرایی داستان، در پاریس سر از آشپزخانه‌ای در می‌آورد که روزگاری آگوستا خوشمزه‌ترین غذاها را در آن طبخ می‌کرده‌ اما حالا پس از مرگ او این رستوران، آشپز دست و پا چلفتی‌ای به نام آلفردو لینگونی دارد که از عهده هیچ‌‌كاری برنمی‌آید‌. آگوستای بزرگ دوست پدر آلفردو بوده و او می‌خواهد مثل او در آینده سرآشپز مشهوری شود.
اما آشپز دست و پاچلفتی همه‌چیز را خراب می‌کند؛ از دستور سوپ آگوستای بزرگ معجونی جوشان و وحشتناک درست می‌کند و هر چیزی را که در آشپزخانه وجود دارد، داخل آن سوپ می‌ریزد. رمی که همه این خرابکاری‌ها را می‌بیند‌، مجبور می‌شود خودش را به آلفردو نشان داده و او را نجات بدهد‌. او سوپ را روبه‌راه می‌کند و همان لحظه – در حالی که آلفردو شوکه شده است‌ - سوپ سر میز مشتری می‌رود‌؛ سوپ آن‌قدر لذیذ است که بلافاصله آلفردو را سرآشپز رستوران می‌کنند، در حالی‌که همه‌کاره آشپزخانه پس از آن، رمی - موش آشپز- است‌. او که نمی‌تواند حرف بزند با کشیدن موهای آلفردو غذاهای خوشمزه‌ای طبخ می‌کند.
داستان موشی که آشپزی‌کردن یک آشپز را با کشیدن موهای او کنترل می‌کند، در فضایی کاملا فانتزی می‌گذرد. با وجود اینکه فیلم پر از لحظه‌های خنده‌دار و درخشان است‌ اما تهیه‌کنندگان این انیمیشن توصیه می‌کنند کودکان همراه والدین‌شان به تماشای رتتویی بنشینند؛ دلیل این مسئله هم چند صحنه خشن درباره مرگ غم‌انگیز موش‌ها به دست آدم‌هاست. در واقع این فیلم بسیار خوبی است که برای بزرگسالان ساخته شده اما لایه‌هایی دارد که آن را برای بچه‌ها هم جذاب می‌کند.
با وجود این، داستان رتتویی به معنای واقعی کلمه شگفت‌انگیز است‌؛ یک موش وارد فضایی می‌شود که بیش از هر جای دیگری سایه مرگ بر زندگی‌اش می‌افتد‌. آشپزخانه بیش از هر جای دیگری برای موش معنای مرگ می‌دهد اما رمی آرزوهایش را در آشپزخانه به واقعیت نزدیک می‌کند.
با توجه به اینكه همه داستان در یک آشپزخانه درجه یک می‌گذرد‌، نام فیلم معنا پیدا می‌کند‌؛ رتتویی. رتتویی در واقع نام نوعی غذای لذیذ فرانسوی‌ است که یکی از سخت‌ترین غذاها در آشپزی غذاهای مشهور فرانسوی به شمار می‌رود‌؛ غذایی که با سبزیجات پخته می‌شود .
انیمیشن رتتویی بیش از هر چیز سعی می‌کند از باورناپذیری دور شود‌؛ یعنی حتی رمی - قهرمان اصلی این اثر - حرف نمی‌زند تا به این ترتیب به یک موش واقعی نزدیک‌تر باشد. شرکت انیمیشن‌سازی پیکسار با انتخاب داستانی نو، تصاویری که خنده‌دار هستند را واقعی جلوه می‌‌دهد. هیچ‌چیز در این اثر بیش از حد کارتونی نیست و این نکته را باید نقطه قوتی برای رتتویی دانست. نکته دیگری که در این اثر به چشم می‌خورد، شهر پاریس است. پاریس که در پس زمینه این انیمیشن به تصویر کشیده می‌شود، زنده و واقعی است.

 

بازیگران صدا

Corpse Bride

وقتی كه "صدا" نقش بازی می كند

  

مصاحبه ای با "جاني دپ" و "هلنا بونهام كارتر" صداپيشگان انيميشن "عروس مرده"؛

"تيم برتون" در سال 1993 پس از حضور موفقش در عرصه سينما براي اولين بار با مشاركت در توليد انيميشن "كابوس پيش از شب كريسمس" پا به عرصه انيميشن گذاشت. "كابوس پيش از شب كريسمس" جدا از تكنيك ساخت آن (تكنيك استاپ موشن كه روشي سخت در ساخت فيلم انيميشن است) از لحاظ داستان، فيلمنامه و كارگرداني نيز يك اثر منحصر بفرد به حساب مي آيد. اين فيلم در
يك سكوت رسانه اي ساخته و اكران شد ولي نوآوري هاي آن و بداعت هاي خاص برتون از چشم منتقدين و دوستداران سينما پوشيده نماند و در ميان محافل هنري سر و صداي خاصي راه انداخت. "عروس مرده" انيميشن بعدي برتون نيز با چنين حال و هوايي ساخته شد و شايد تا پيش از اكران آن در جشنواره تورنتو هيچ خبري از ساخت آن در نشريه هاي معتبر درج نگرديد.

lemon arts

"عروس مرده" شباهتهاي فراواني با "كابوس پيش از شب كريسمس" دارد. داستان، فضا و كاراكترها بسيار مشابه انيميشن پيشين برتون هستند، اما آنگونه كه تيزرها مي گويند استفاده از موسيقي در "عروس مرده" نسبت به اثر قبلي برتون كمرنگ تر شده و همچنين برتون براي صداپيشگي اثر جديدش از ستارگان هاليوود استفاده كرده است.

"جاني دپ" و "هلنابونهام كارتر" (همسر تيم برتون) بازيگران مورد علاقه برتون در اين فيلم به جاي "ويكتور" و "ويكتوريا" شخصيت هاي اول اثر صحبت مي كنند.
"هلنابونهام كارتر" امسال در دو فيلم انيميشن به جاي شخصيت هاي آن صحبت كرده: اولي "عروس مرده" و دومي فيلم سينمايي "والاس و گروميت: نفرين خرگوش نما" كه هر دو به صورت استاپ موشن ساخته شده اند.
صحبتهاي او و جاني دپ كمك به سزايي در كشف فضاي كار برتون و ويژگي هاي منحصر به فرد آن مي كند.
 


- خانم كارتر، شما امسال به جاي شخصيت هاي دو فيلم انيميشن صحبت كرديد. آيا براي صداپيشگي در هر كدام سبك خاص جداگانه اي را به كار برده ايد؟
ابتداي امر دوست دارم اشاره كنم به دليل بازگشتم از سينما به انيميشن، يا به بيان ديگر يك سؤال را از خودم بپرسم كه چرا وارد دنياي انيميشن شدم؟... بچه دار شدن، يك مادر را مجبور مي كند تا از فعاليتهاي گسترده خود چشم بپوشد و هم و غم خود را بر به دنيا آوردن و بزرگ كردن كودكش متمركز كند. اين امر مرا از سينما جدا كرد و به دليل علاقه اي كه به انيميشن هاي "استاپ موشن" داشتم به اين سينماي خاص رجوع كردم، به طوري كه مي بينيد در هر دو انيميشن "استاپ موشني" كه امسال هاليوود توليد كرده، صداپيشه ام. اما شما از سبك بازي يا صداپيشگي پرسيديد روشي را كه من براي ايفاي هر كدام از اين نقش ها انتخاب كردم دقيقاً شبيه بازي هاي سينمايي ام بود. من هر قسمت از ديالوگها را براي همان صحنه ها و منحصر به همان قسمت مي گفتم. من ابتدا شخصيت را مي كاوم، خودم را به او مي رسانم و بعد شروع مي كنم.
در سر صحنه صدابرداري اين دو فيلم بيشتر اوقات ديالوگها را حفظ مي كردم، البته اين به دليل ترس نبود چون حفظ ديالوگها در كل براي من ساده تر از روخواني آنهاست. در صداپيشگي هر چند شما خودتان ايفاي نقش نمي كنيد ولي بايد تمام توانايي هاي تان را به صدايتان بسپاريد، "صدا"ي شما بايد نقش بازي كند نه اينكه ديالوگ ها انشاوار خوانده شود.

- شما در چند فيلم آخر برتون به طور پيوسته حضور داشتيد. چه شد كه براي صداپيشگي هم انتخاب شديد؟
او اول فيلمنامه را داد تا بخوانم، من فكر كردم اين تنها به خاطر دوستيمان است. بعد نظر مرا خواست و به نظر من فيلمنامه فوق العاده بود. يك اثر زيركانه! سپس از من خواست تا چند خط از ديالوگهاي "ويكتوريا" را بازي كنم. من ديالوگ ها را خواندم، بسيار شكسته و هول ولي برتون پذيرفت و از من خواست تا صداي شخصيت ويكتوريا را بگويم.

- فكر مي كنم صداپيشگي در اين فيلم بيشتر شبيه بازي ات در فيلم "سياره ميمونها" بود؟
در هر دوي اينها درون كاراكتر اصلي گشتم و خصوصيات انساني شبيه خودم را پيدا كردم. در "سياره ميمونها" اما همه بازي از آن من بود، در حالي كه در نقش ويكتوريا من به شخصيت فيزيكي اي كه قبلاً ساخته شده بود روح مي دادم.

- شما فكر مي كنيد چه شرايطي وجود دارد كه برتون به چنين داستانهاي سياهي روي مي آورد؟
من كاملاً مخالف اين قضيه هستم، شايد به خاطر رابطه نزديكم با تيم باشد، ولي هرگز نتوانسته ام فيلمهاي او را "سياه" بنامم. داستان او در مورد مرگ است اما واقعاً چشم انداز اميدوارانه اي دارد. تمام مردم سرزمين مردگان زيبا هستند و رنگارنگ، آنها شيرين و خنده دارند و پايان داستان، فوق العاده شاعرانه، اميدوارانه و زيباست چرا كه شنيده ام عده اي مهر سياست به هنر برتون زده اند و من فوق العاده خوشحالم كه در اين فيلم كار كرده ام.

"جاني دپ" بر خلاف كارتر، امسال سال هنري شلوغي را پشت سر گذاشت.

- چگونه با كاراكترت در اين فيلم آشنا شدي؟
يكي از روزهاي فيلمبرداري اين فيلم به استوديو رفتم. عروسك "ويكتور" آنجا ايستاده بود و من براي اولين بار با او آشنا شدم. زيبا بود فوق العاده زيبا بود.

- از چه كسي براي ايفاي حس هاي ويكتور الهام گرفتي؟
هيچكس، واقعاً هيچكس. اول فقط سعي مي كردم تا بتوانم حس ها را درك كنم و تيم مانند هميشه خيلي كمكم كرد. اين كاراكتر با بقيه بازي هايي كه براي "تيم" انجام دادم تفاوتي نداشت. نگاهش كه مي كردم، شبيه "ادوارد دست قيچي" بود، شايد فقط كمي بيگانه تر. يك شخصيت عميقاً سست و عصبي، مانند شخصيت واقعي خودم!

- خوب رسيديم به تيم برتون و كاركردن با او...
من هميشه آرزو داشتم و دارم كه با تيم برتون كار كنم. قبلاً هم گفته ام. كار كردن با تيم براي من از استراحت در خانه راحت تر است. سر كارهاي "تيم" بسيار راحتم و احساس مي كنم براي كشف شخصيت فيلمهاي او مي توانم هر ريسكي را انجام دهم.

- فكر مي كني تيم از كدام شخصيت فيلمش بيشتر لذت مي برد؟
من فكر مي كنم هر كدام از اين شخصيت ها را تا به اندازه اي دوست دارد. من هم به كاراكترهاي "تيم" عشق مي ورزم، ولي در دنياي دروني تيم، آن گونه كه من مي شناسمش، "ادوارد دست قيچي" جايگاه منحصر به فردي دارد. تيم از نوجواني شروع به طراحي ادوارد كرده بود و سالها روي آن وقت گذاشت. به نظر من تيم بيش از همه از ادوارد تأثيرپذير بوده است.

- موفقيت گيشه اين فيلم را چگونه ارزيابي مي كنيد؟
من آموخته ام تا در موقعيتي كه قرار دارم هيچ انتظاري از گيشه نداشته باشم. البته يك بازيگر همواره راضي تر است اگر مخاطب بيشتري بازي اش را تماشا كند.

با تشکر از دوست عزیز جناب آقای امیر سهیلی برای گردآوری و ترجمه موضوع

استفاده از مطالب تنها با ذکر منبع مجاز می باشد



مادر سینما!

Mother For Cinema

انیمیشن، مادر سینما

همیشه وقتی صحبت از انیمیشن می شود به یاد کارتون های معروفی می افتیم که در کودکی یا بزرگسالی دیده ایم، با آنها خندیده ایم، احساساتی شده ایم و با آنها زندگی کرده ایم.

اگر در گذشته کارتون ها تنها سرگرم کننده بودند، امروزه اما کارتون ها ویژگی ها و نقش های متفاوتی را برعهده گرفته اند؛ آنها بخش عظیمی از صنعت سینما، هنر گرافیک کامپیوتری، موسیقی، دوبله و جلوه های ویژه را به خود اختصاص داده اند.

آنها به تمام مراسم توزیع جوایز معتبر سینمایی نفوذ کرده بسیاری از این جوایز را از آن خود کرده اند، اما آیا می دانستید که انیمیشن قبل از سینما به وجود آمده است؟

تاریخچه انیمیشن

انیمیشن یا نقاشی متحرک از واژه animate به معنای «جان بخشیدن» گرفته شده است. انیماتورها به واقع به نقاشی ها، طلق ها، شیشه ها و عروسک ها جان می بخشند و آنها را متحرک می کنند. تصاویر متحرک نخستین بار در 1887 میلادی در سالن های تاریک زیرزمین های پاریس و با تکنیک آینه های مکثر روی پرده سفید به نمایش درآمدند، اما در 28 اکتبر 1892، امیل رنو، نخستین تصاویر متحرک خود را در سالن موزه «گره ون» پاریس به حرکت درآورد و به آن «تئاتر اپتیک» نام داد.

بدین ترتیب، انیمیشن 10 سال قبل از اختراع سینما توسط برادران لومیر، متولد شد. در واقع انیمیشن را می توان مادر سینما نامید. نخستین مجموعه کارتونی مشهور، «گرتی دایناسور» بود که توسط وینسور مک کی ساخته شد و او بود که انیمیشن را به اوج رساند. والت دیزنی هم صدا را وارد دنیای انیمیشن کرد و نخستین فیلم های طولانی سینمایی و کارتونی را ساخت.

انیمیشنهای اروپایی

در انگلستان، فرانسه، بلژیک، چکسلواکی (سابق) و روسیه انیماتورهای مبتکری بودند که بسیار در این عرصه کار کردند که در اینجا به تعداد بسیار معدودی از آنها می پردازیم.

انیمیشن چک

در چک، فیلم های عروسکی از نقاشی متحرک، معروف ترند چون ریشه در یک سنت قدیمی و تئاتر عروسکی دارند که به قرن هجدهم می رسد. گفته مشهوری است که «چکسلواکی در گهواره نمایش عروسکی اروپا قرار دارد». در سینمای عروسکی چک، همیشه نام سه نفر می درخشد؛ یرژی ترنکاف کارل زمان و براتیسلاو پویار. اینها دست به ابتکارات فراوانی در زمینه کارتون های عروسکی زدند و عروسک ها را جان بخشیدند.

ترنکا که به والت دیزنی چک معروف است، فیلم هایی مثل «هدیه» و «جک پاشنه فلزی» را ساخت که فیلم «هدیه» لقب «همشهری کین» انیمیشن را به خود اختصاص داده است.

در این دست کارتون ها از منابع متنوعی مانند آثار شکسپیر و هانس کریستین اندرسن، ادبیات کلاسیک چک و موضوعات اجتماعی و روز استفاده می شد. مثلا در فیلم عروسکی «شوایک، سرباز پاکدل» که در دهه 50 میلادی توسط ترنکا ساخته شده از ادبیات کلاسیک چک بهره گرفته شد و ترنکا نیز لقب «هنرمند ملی» گرفت.کارل زمان هنرمند دیگری از چک است که در اوایل قرن بیستم به دنیا آمد و مدت ها دستیار استادان نقاش متحرک و عروسکی بود.

او در 1955 فیلم «سفر به ما قبل تاریخ» را ساخت و به شهرتی جهانی رسید. «گنج جزیره پرندگان» نقاشی متحرک بلندی است که کارل زمان، آن را با الهام از مینیاتورهای ایرانی و باستیو، ترکیبی نقاشی متحرک و عروسکی ساخت. او با اقتباس هایی از داستان های ژول ورن، فیلم های علمی-تخیلی و کارتونی ساخت که در آنها نقاشی متحرک عروسکی و فیلم زنده در هم می آمیخت و با جلوه های ویژه گرافیکی، طرحی نو در دنیای انیمیشن در می انداخت.کارل زمان با استفاده از سبک امپرسیونیسم و شیوه های خلاق، انیمیشن را تکامل بخشید و در دهه 70 میلادی نیز با تکنیک سه بعدی روی نقاشی متحرک، تجربیات ارزشمندی انجام داد. یکی از نمونه های امروزین انیمیشن چک، کارتون معروف «پت و مت» یا «همینه» است. این عروسک ها در پراگ ساخته شدند، اما پخشی جهانی پیدا کردند.

آنها دو آدم نادان هستند که در خانه ای سبز رنگ زندگی می کنند و همیشه دست به خرابکاری می زنند. نویسندگان این مجموعه؛ لوبومیربنش و ولادیمیر ژیرانک هستند. به تازگی مجموعه ای جدید از ماجراهای پت و مت ساخته شده که شامل اپیزودهای 7 دقیقه ای است. این بار پت و مت در یک مجتمع مسکونی و جدا از هم زندگی می کنند، گاهی به هم کلک می زنند و گاهی هم دعوا می کنند و خلاصه داستان های آنها متفاوت از گذشته است.

lemon.arts


تن تن و میلو، کارتنی از سینمای بلژیک

ماجراهای تن تن ومیلو ابتدا به صورت کمیک استریپ (داستان های مصور) چاپ و منتشر شد و سپس به شکل فیلم و مجموعه تلویزیونی به نمایش درآمد. پدیدآورنده این کارتون محبوب، «ژرژ رمی» کاریکاتوریست مشهور بلژیکی بود که با نام مستعار «هرژه» شناخته می شد. قصه های تن تن ومیلو به 50 زبان ترجمه شد و تا سال 1996، 200 میلیون نسخه از آن به فروش رسید. تن تن ومیلو در 1929 به دنیا آمدند و نخستین کتابشان «تن تن خبرنگار در کشور روس ها» نام داشت. سپس کتاب «نیلوفر آبی» در 1939 منتشر شد که شرح سفر تن تن به چین است . نخستین کارتون این مجموعه در سال 1969 در تلویزیون بلژیک ساخته شد.

تن تن پسرک نوجوانی بود که با خونسردی اش، در مواقع حساس، می توانست گلیم اش را از آب بیرون بکشد. او خبرنگار بود و با این مجوز می توانست به هر جای دنیا سفر کند و با سگ کوچولویش میلو ماجراهای زیادی بیافریند. تن تن یک کارتون آموزشی هم محسوب می شد چون شخصیت اصلی آن طی سفرهایش به نقاط مختلف دنیا، فرهنگ، آداب و رسوم، نوع گویش و غذای مردم دنیا را از آمریکای لاتین تا چین و اسکاتلند آموزش می داد. در 1976 مجسمه برنزی تن تن ومیلو در بروکسل نصب شد و در 1979 تولد او را در بسیاری از کشورها جشن گرفتند و تمبرهای یادگاری اش را چاپ کردند.

در 1988 در ایستگاه متروی بلژیک، یک پرتره عظیم از ماجراهای تن تن ومیلو برپا شد. استیون اسپیلبرگ نیز به تازگی قصد دارد سه گانه ای براساس ماجراهای این قهرمان بسازد. شارل دوگل رئیس جمهور اسبق فرانسه در تمجید تن تن گفته است؛ «شاید تنها کسی که در جهان شبیه من باشد تن تن است! من و او آدم های کوچکی هستیم که قدرت های بزرگ ما را نمی ترسانند».

کارتون های دیگری نیز در اروپا ساخته شده اند، از قبیل کوچولوهای جهانگرد، کارتون های معروف روسی مثل «مت غازچران» و بسیاری دیگر که در این مقال کوتاه، مجال پرداختن به آنها نیست.

 

lemon.arts

تام و جری

نخستین بار در 1941 در فیلمی به کارگردانی «ویلیام هانا» و «جوزف باربرا» شخصیت های موش و گربه پدیدار شدند؛ گربه ای به نام جاسپر و موشی که نامی نداشت و شخصیتی به نام «مامان دو کفش» که هیچ وقت صورتش را نمی دیدیم، و بلکه فقط قسمتی از پاها و کفش هایش را می دیدیم که موش و گربه در زیر دست و پایش در حال جست وخیز بودند.

بعدها این کارتون «تام و جری» نام گرفت. تام و جری هفت اسکار را در ظرف 10 سال از 1943 تا 1953 ربودند. تام و جری شخصیت های کارتونی پرتحرکی بودند که به شیوه اسلپ استیک ارائه می شدند. از فیلم های مطرح آنها می توان به این موارد اشاره کرد؛ «دردسر موش» (1944): درگیری بی پایان موش و گربه؛ آنها با هر چه دم دستشان است از سلاح سرد گرفته تا اسلحه گرم و سلاح های پیشرفته به هم شلیک می کنند و در آخر تام منفجر می شود!«کنسرت گربه» (1947): تام گربه، پیانیست باوقاری است که با اسموکینگ روی صحنه می آید، اما جری موشه درون پیانو خوابیده است.

وقتی که تام نت ها را می نوازد، کلیدها به جری می خورد و جری از درون پیانو شروع به نواختن می کند و کنسرت تام را به هم می ریزد و سرانجام آنها علنا رودررو می شوند و ماجراهای خنده دار و مهیج می آفرینند. فیلم یکی از شاهکارهای انیمیشن است که برنده اسکار می شود. «تام و جری» هنوز هم یکی از محبوب ترین کارتون های دنیاست و نمونه های جدیدی هم از آن ساخته شده است.

 

lemon.arts


پلنگ صورتی

در 1963 فیلم سینمایی پلنگ صورتی توسط «بلیک ادواردز» ساخته شد که بازیگر اصلی آن پیتر سلرز بود و هجویه ای بود بر مجموعه فیلم های جیمزباند. پلنگ صورتی یک الماس صورتی بزرگ بود که در فیلم دزدیده می شد. ادواردز می خواست که در تیتراژ فیلمش از انیمیشن استفاده کند، این بود که از دو طراح به نام «دیوید پاتی» و «فریز فره لنگ» کمک گرفت.

انیماتورها هم یک فیلم 5 - 4 دقیقه ای به عنوان تیتراژ ساختند که برای آن زمان طولانی بود، اما بعضی ها معتقد بودند که این تیتراژ از خود فیلم بهتر است.

سرانجام ساخت مجموعه ای از کارتون های پلنگ صورتی توسط شبکه ABC انجام گرفت. ویژگی پلنگ صورتی این بود که به دیالوگ نیازی نداشت و دوبله هم نمی خواست و به همین دلیل می توانست در همه جای دنیا با مخاطبانش ارتباط برقرار کند؛ کارتون ها معمولا 6 دقیقه ای بودند. چهره پلنگ صورتی بی تفاوت بود و خنده و گریه اش را نمی دیدیم؛ چیزی که در کارتون های دیزنی دیده نمی شد.

آن پلنگ لاغر و بلند با ریتم راه رفتن معروفش هنوز در یادها مانده است. بعدها «هنری مانچینی» یک موسیقی به یادماندنی هم برای آن ساخت.

والت دیسنی، سلطان رویاساز

در دنیای انیمیشن هیچ کس به شهرت والت دیزنی نرسیده است. او نابغه ای بود که از دهه 1920 به بعد، به دنیای انیمیشن غنای خاصی بخشید. دیزنی صدا را وارد کارتون ها کرد و فیلم های بلند کارتونی ساخت. او مبتکر بسیاری از تکنیک های جهان انیمیشن بود. کارتون هایش سراسر جهان را در نوردیدند و از آنها عروسک ها، آدم ها، لباس ها و محصولات تبلیغاتی فراوانی ساخته شد که سود فراوانی را نصیب دیزنی و شرکتش کرد.

او حتی کارش را آنقدر وسعت داد که با برقراری سیستم های مدیریتی نوینی که ایجاد کرد، پارک ها و مراکز تفریحی و گردشگری اش را به مراکزی نمونه و بی نظیر تبدیل ساخت. در این مجال، پرداختن به تمام کارتون ها و دنیای شگفت انگیز و رویایی او میسر نیست اما بعضی از انیمیشن های کلاسیک و معدودی از محصولات جدید کمپانی دیزنی معرفی می شود؛

 lemon.arts

میکی موس

میکی ماوس نخستین و محبوب ترین شخصیت کارتونی دیزنی است. نخستین فیلم این مجموعه به نام کشتی بخاردیلی در 1928 ساخته شد. امروزه ماسک ها و عروسک هایی که از میکی ساخته شده در عرض یک سال بالغ بر چهل میلیون دلار فروش دارد. میکی یک موش مهربان و دوست داشتنی است که هر وقت لازم باشد تبدیل به یک قهرمان می شود و به آسیب دیدگان کمک می کند.

در سال2003 میکی ماوس هفتادوپنجمین سالگرد تولدش را جشن گرفت و 75 مجسمه بزرگ دو متری از میکی در دیزنی لند و سراسر آمریکا بنا شد. اکنون چهره میکی ماوس تبدیل به نماد شرکت دیزنی شده است.

سفیدبرفی و هفت کوتوله

این کارتون که محصول 1937 کمپانی دیزنی است قبل از ساخته شدن به پروژه حماقت دیزنی مشهور شده بود و همه می گفتند که هیچ موفقیتی نخواهند داشت. اما والت دیزنی ثابت کرد که همه اشتباه می کنند. این کارتون در بسیاری از نظرخواهی ها به عنوان یکی از بهترین ها برگزیده شده است.

داستان آن درباره یک ملکه خبیث است که همیشه از آینه جادویی اش می پرسد که زیباترین زن در این سرزمین کیست و آینه می گوید که تویی. اما روزی آینه، نام سفید برفی را می برد و ملکه خشمگین درصدد سر به نیست کردن سفید برفی برمی آید. سفید برفی می گریزد و در جنگلی به کلبه کوتوله ها می رسد و با آنها ماجراهای جالبی می آفریند. بعدها کارتون ها و سیندرلا و زیبای خفته با الهام از فاکتورهای موفقیت سفیدبرفی و هفت کوتوله ساخته شدند.

رابین هود

کارگردان این کارتون ولفگانگ ریترمن بود. زمانی که والت دیزنی زنده بود، کارتون های کمپانی او کیفیت بالایی داشت که یکی از آنها رابین هود محصول 1947 بود. در داستان قدیمی رابین هود، او و دلاوران جنگل شروود از ثروتمندان می دزدیدند و به فقرا می دادند، اما در این کارتون، همه شخصیت ها حیوان بودند؛ پرنس جان شیر، هیس مار، داروغه و جان کوچولو خرس و رابین هود و ماریان روباه هستند.

طراحی این کارتون بسیار زیبا بود و تصاویر جالبی را از قرون وسطی و فقری که دامنگیر توده مردم بود، به نمایش می گذاشت. بخصوص شیرین کاری های رابین هود در مسابقه تیر و کمان و رفتارش با داروغه ناتینگهام و هیس جالب بود. به جای پرنس جان، پیتر یوستینیف معروف صحبت کرده بود.

شیرشاه

در این کارتون بی نظیر که در میانه دهه 90 ساخته شد، قبیله ای از شیرها در آفریقا زندگی می کنند که سلطان آنها شیری است مهربان و مقتدر. او صاحب فرزندی می شود به نام سیمبا. برادر سلطان، شیر حسودی است به اسم اسکار که با کفتارها - رقیب دیرینه شیرها - دوستی دارد و بالاخره به کمک آنها، برادرش را به کشتن می دهد و قلمرو او را تسخیر می کند.

اما سیمبا به شکل معجزه آسایی نجات می یابد و بعدها که بزرگ می شود به سرزمین خود برمی گردد و قبیله اش را از ظلم و ستم نجات می دهد. ترانه ها و موسیقی این کارتون در حد شاهکار هستند و با تم آفریقایی ساخته شده اند.

هانس زیمر آهنگساز آن و التون جان سازنده ترانه «شیرشاه» هردو برای این فیلم، اسکار گرفتند. این انیمیشن، موفقیت تجاری عظیمی به دست آورد و به سراسر دنیا سفر کرد.

گوزپشت نتردام

این داستان معروف درباره کازیمودو، گوژپشتی است که در خدمت اربابی مستبد روزگار می گذراند و روزی دل به دختری کولی به نام اسمرالدا می بندد. همزمان یک نظامی جوان به نام فیوس و ارباب کازیمودو نیز در این دام گرفتار می شوند.

داستان ماجرای این چند نفر است که از روی رمان معروف ویکتور هوگو اقتباس شده است. موسیقی زیبا و صداهای قوی و مناسب و طراحی نرم و انعطاف پذیر آن از تسلط سازندگانش، گری تروسدیل و کرگ وایز، حکایت می کند.صداهای کازیمودو توسط تام هالک، اسمرالدا توسط مور و فیوس به وسیله کوین کلاین گفته می شود. شاید این نسخه کارتونی کمپانی دیزنی از نسخه های سینمایی آن دیدنی تر باشد....منبع: هفت هنر....

برگ علف

Happy New Year

برگ علف/ برگ پاییزی/...  

ادامه نوشته

قهرمان بازنشسته...

Paul Newman" in The Cars" 

  

"اگر فوقالعاده نباشم خوب هستم"

مصاحبه ای" با پل نیومن" به بهانه حضور در انیمیشن" ماشینها"

 

"پل نیومن " یکی از بازیگران بازمانده از عصر طلایی هالیوود است که هنوز این عقیده را در بین علاقه مندان و مخاطبین سینما باقی گذارده که میتواند همچنان فرمانده باقی بماند و نظیر "نیش" و" بوچ کاسیدی و ساندنس کید" بر قله های بازیگری حکمرانی کند .

این بازیگر 81 ساله به علت علاقه وافرش به "نسکار" و مسابقات رانندگی چندی پیش به عنوان صداپیشه در محصول مشترک پیکسار /دیزنی با نام "ماشینها " حاضر گردید.

صدای گیرای نیومن بر روی شخصیت" داک هادسون" یک طراح  مسابقات بزرگ ماشین سواری  که چندی ست بازنشسته شده ودر روستای ساکت و دورافتاده ای مسکن گزیده ، دقیقا جلوه شخصیت خصوصی خود نیومن میباشد ، "یک قهرمان بازنشسته" .

هر چند این چند روزه پل نیومن به گونه ای جدید به سینما بازمیگردد ولی همچنان لبخند نقره ای همیشگی را بر روی لبان طرفدارانش خواهد نشاند. وی در روز اکران فیلم نقطه توجه بسیاری از منتقدین و مخاطبین قرار گرفت ولی ترجیح داد سکوت اختیار کند مصاحبه زیر پس از فروکش کردن تب وتاب حضور او در این انیمیشن در مورد این تجربه که گفته میشد آخرین تجربه وی نیز خواهد بود با خود وی انجام شده است.

 

            

      - هیچ وقت این احتمال رو میدادی که روزی به صورت شخصی با "اوون ویلسون" کار کنی؟

 

·     ما پیش از این هم با هم کار کرده بودیم.در این فیلم نیز من پنج یا شش جلسه با میکروفون کار کردم و "اوون"  فقط در یکی از آنها حاضر بود، پس ما با هم تنها به مدت یک نصفه روز یا کمتر کار کردیم.

 

      -نظرت در مورد او چه بود؟

 

·          بسیار حاضر جواب ،بدیهه گو، لوس و مبتکر.

     

      -مشکلات صداپیشگی در یک انیمیشن چیست؟

 

·     من آن را خیلی زنده و نیرو بخش حس کردم برای اینکه شما میتوانید یک خط داشته باشید و بگویید که اشتباه است و به 60 روش دیگر تغییرش دهید .کاری که مطمئنا در فیلم زنده امکان پذیر نیست. در فیلم ،شما باید صبر کنید تا پلان تمام شود ،نورها بروند و 15 دقیقه بگذرد تا سکانس بعدی برداشت شود. انیمیشن فوق العاده است ؛ چراکه میتوانید بداهه سازی و بداهه گویی داشته باشید ، دیالوگها را کاملا عوض کنید و کلمات را دستکاری نمایید .در یک کلام آزادی بسیار زیادی دارید.

 

-به عنوان یک بازیگر صاحب سبک که به روش متد مسلط هستید چگونه خود را برای بازی در نقش یک ماشین آماده میکردید؟

 

·       نکته زیبای انیمیشن این است که شما واقعا فقط با نیمه دوم خودتان بازی میکنید. همه قدرت فیزیکی تان  که بر روی آن بعنوان یک بازیگر کار می کنید در یک انیمیشن دور ریخته میشود. پس این بازی ، میتوانم بگویم ، نسبتاً ساده است.

 

-اینکه شما هم قهرمان رانندگی هستید و هم اسطوره بازیگری تاثیری در انتخاب این نقش داشت؟

 

·     خوب ... دلیل من این نبود .من اغلب کار خودم را انجام میدهم و میدانم که اگر فوق العاده نشود حتماً خوب از کار در می یاد. برای این فیلم پیکسار به من پیشنهاد کرد و بعد اصرار. پیکسار کمپانی بزرگی ست  این میتواند اولین دلیل و ضمانتنامه برای من باشد. اینکه این فیلم در مورد ماشین سواری ست فقط وسیله بود و یک امتیاز برای این اثر در ذهن من.

 

 

 

 

-         یک سوال خارج از مقوله سینما ، چرا " نسکار " و رالی در این ده سال اینقدر عامه پسند شده اند؟

 

·     خوب ،عامه پسند شده چون یک ورزش جهنمی ست. مردم به راحتی میتوانندبا ماشینها همذات پنداری کنند. البته این ورزش در دهه 80 و نود هم بر فراز بود .

 

-     در دوران باشکوه فعالیت هنر یتان ، چند فیلم هم تولیدکرده اید ولی ازتولید اثر راضی نبوده و یا فیلمهایی که جریان تولیدی دلخواه شما را داشته اند در انتها باب طبع شما نبوده اند ؛ یک سئوال کوتاه باز هم به پشت دوربین باز خواهید گشت؟

 

·     اجزاء زیادی وجود دارند که در ساخت یک فیلم با هم ترکیب میشوند. فیلم محتاج این اجزاء کوچک است. یکی از دلایلی که من از مسابقات رالی لذت میبرم احساس بسیار ساده ای ست که از پیروزی به انسان می چشاند. یک احساس شخصی ،کاملاً شخصی.  اما در سینما اسباب متفاوتی برای ساخت فیلم نیاز است .کارگردان، بازیگرانی که با آنها کار میکنید، زمانی که شما تمرین میکنید ، خواه در این زمان به  کاراکتر برسید یا نه. این خیلی سخت است که بگویم کدام ایفاکننده بهتر ایفا میکند. شخصی  ممکن است با یک خرده ریزه ای از جا بپرد ،کار را قبول کند و آن را انجام دهد . شخص دیگری هم امکان دارد با فیلمنامه خوبی شروع کرده ، بطور دل انگیزی کاراکترها را تعریف کند ،حیرت آور کارگردانی نماید،راحت برنامه ریزی را معین سازدو همه چیز را به مسیر دلخواهش هدایت کند ؛ من همچنان  حاضرم در اعتبار این شخص شریک شوم . 

  

-   در این فیلم شما یک ماشین جوان سریع و آتشین دارید که در منجلاب شهرت گم میشود،و درگیر طلسم زرق و برقی پوشالی میگردد.شما این نکته را اکنون در میان ستاره های جوان هالیوود میتوانید پیدا کنید . شده تا کنون این ستاره ها را با ستاره های دوران بازیگری خود مقایسه کنید؟

 

پل ابتدا میخندد سپس کمی سکوت کرده و به یکباره آغاز میکند:

·      دقیقاًسئوالی قیاسی پرسیدید. در کل همه چیز تفاوت کرده، روش ساخت فیلمها متفاوت شده، نوع فشارها تغییر کرده، مخاطبین تفاوت یافته اند وبه کل سلیقه این مخاطبین چرخیده است. این تنها نکته هایی ست که میتوانم سر پوشیده بگویم تا سئوال شما به صورت مسالمت آمیزی پاسخ گفته شود.

 

-         وقتی سناریو یی به شما ارائه میشود چه عواملی باعث میشود که از خانه خارج شده و به سرکار بروید؟

 

·      خوب ،من فکر میکنم اکنون دیگر نمی توانم نقش یک دونده ماراتون را ایفاکنم .فکر میکنم بهتر باشه نقش یک کاراکتر فوق العاده را در یک فیلم فوق العاده یا کاراکتری پذیرفتنی را در فیلمی با ظرفیتهای اجتماعی بازی کنم .

 

-  شما پیش از این گفته بودید که یک فیلم دیگر بازی کرده و از بازیگری باز نشسته خواهید شد .آیا این فیلم آخرتان خواهد بود؟

 

·     نه ،هنوز فرصت استراحت نشده، (میخندد) ممکنه یک فیلم دیگر در درون خود من وجود داشته باشد. نمیدانم اکنون چه کار خواهم کرد.ردفورد و من بر روی پروژه ای کار میکنیم ؛البته توقع یک گل آبشاری محکم را نداشته باشید .روی یک فیلمنامه عادی به سختی کار میکنیم تا چه پیش آید.

 

-     استاد میتوانید کمی از تم پروژه مشترکتان سخن بگویید ،از زوج مشترکتان باردفورد پس از این همه سال واز مشکلا ت پیش آمده تا کنون؟

 

·          نه.............اینبار از ته دل میخندد. 

-   کمدی یا درام؟

·          کمی از هر دو

 

 

 

ماشینها در انتهای ژوئن به اکران عمومی در آمد و هرچند موفقیت پروژه های پیشین این کمپانی بزرگ را تکرار نکرد ولیکن در میان انیمیشنهای امسال از آثار رقیب بهتر و موفق تر ظاهر شد. بسیاری از منتقدین هنوز بر این باورند که جایزه اسکار ۲۰۰۷ برای انیمیشنی در نظر گرفته نشد که شایستگی تمام را داشت.

 

 با تشکر از دوست عزیز جناب آقای امیر اطهر سهیلی برای گردآوری و ترجمه موضوع

استفاده از مطالب تنها با ذکر منبع مجاز می باشد

برنده اسکار بهترین انیمیشن2007 اعلام شد.

"Happy Feet" wins Oscar for

 best animated feature

  

   اسکار بهترین فیلم انیمیشن 2007

سرانجام 25 فبریه 2007 فرا رسید. دیشب برگزیدگان اسکار معرفی شدند. دستها فشرده می شد، صورتها گاه به سردی میرفت و گاه از شوق به سرخی می نشست، اما آن چه که زیبا بود اعتبار و شکوهی بود که که هنر هفتم را می آراست. نامها خوانده می شد، پیکره های طلایی اسکار دست به دست می گشتند تا در دستان صاحبان اصلیشان قرار گیرند.

حاشیه را کم میکنیم و می رویم به سراغ پله کان خودمان؛ هفتمین مرحله را اختصاص داده بودند به معرفی بهترین فیلم بلند انیمیشن. 

ادامه نوشته

قهرمانی که نتوانست اسکار را ببرد!

Everyone's Hero

! قهرمان همه !

 

 معرفی هشتمین انیمیشن ازمیان شانزده انیمیشن راه یافته به جشنواره اسکار ۲۰۰۷  "قهرمان همه"

شناسنامه:

 

گونه:         انيميشن / حادثه اي / کمدی / خانوادگی/ ورزشی 

كارگردان:    Christopher Reeve

نويسنده:   Robert Kurtz 
                 Jeff Hand

تهيه كننده     Morris Berger :

                      Stephen R. Brown                

                Kyle Clark

موسيقى    John Debney

فیلمبردار:    Jan Carlee

                      Andy Wang

تدوين:       John Bryant

 

بازیگران: 

William H. Macy

....

Lefty Maginnis (voice

Rob Reiner

....

Screwie (voice

Brian Dennehy

....

Babe Ruth (voice

Raven

....

Marti Brewster (voice) (as Raven-Symoné

Robert Wagner

....

Mr. Robinson (voice

Richard Kind

....

Hobo Andy/Maitre (voice

Jason Harris

....

Announcer (voice

Jake T. Austin

....

Yankee Irving (voice

Joe Torre

....

Yankees' Manager (voice

Mandy Patinkin

....

Stanley Irving (voice

Forest Whitaker

....

Lonnie Brewster (voice

Whoopi Goldberg

....

Darlin' (voice

Ritchie Allen

....

Officer Bryant/Additional Voices (voice

Cherise Boothe

....

Rosetta Brewster (voice

Jesse Bronstein

....

Sandlot Kid #1 (voice

Ralph Coppola

....

Sandlot Kid #2 (voice

Ed Helms

....

Hobo Louie (voice

Ray Iannicelli

....

Conductors/Umpire (voice

Gideon Jacobs

....

Bully Kid Tubby (voice

Marcus Maurice

....

Willie (voice

Amanda Parsons

....

Emily Irving (voice

Dana Reeve

....

Emily Irving (voice

Will Reeve

....

Big Kid (voice

Ron Tippe

....

Hobo Jack (voice

Conor J. White

....

Bully Kid Arnold (voice

كشور سازنده:      کانادا، آمريكا

زبان:                   انگليسي

گواهينامه:            آمريكا: /G آفریقای جنوبیA :/ آفریقای جنوبی: 13V/  

مدت:                   90دقيقه

ادامه نوشته

کارگردان فیلم حرفه ای (لئون). دنیرو . مدانا.انیمیشن...

 Arthur and the Minimoys

 

آرتور و کوتوله های نامرئی

معرفی هفتمین انیمیشن کاندید اسکار ۲۰۰۷ از میان ۱۶ انیمیشن منتخب "آرتور و نامرئی ها"    

شناسنامه:

 

گونه:                 انيميشن / حادثه اي/ تخیلی / خانوادگي

كارگردان:            Luc Besson

نويسنده:           Luc Besson (also books)  
                        Céline Garcia (idea)

تهيه كننده:         Luc Besson .... producer
                        
Stéphane Lecomte .... co-producer
                        Emmanuel Prévost .... producer

فیلمبردار:            Thierry Arbogast
موسيقى:           Eric Serra

چهره پرداز:          Frédérique Arguello .... key hair stylist

طراح صحنه:         Hugues Tissandier

جلوه های ویژه:    Dominique Vidal .... special effects supervisor

 

 

بازیگران:

 

Freddie Highmore

....

Arthur

Mia Farrow

....

Granny

Penny Balfour

....

Arthur's Mother

Doug Rand

....

Arthur's Father

Adam LeFevre

....

Davido

Jean Bejote Njamba

....

Massai Chief

Serge Blumental

....

Electrician

Madonna

....

Princess Selenia (voice: English version)

Jimmy Fallon

....

Betameche (voice: English version)

Robert De Niro

....

King (voice: English version)

Lee de Jong

....

Hardware girl

Harvey Keitel

....

Miro (voice: English version)

Chazz Palminteri

....

The Travel Agent (voice: English version)

Rhoff

....

Max (voice: French version)

Emilio Estevez

....

Ferryman (voice: English version)

 

 

کشور سازنده:    فرانسه

زبان:                  انگلیسی

گواهینامه:          استرالیا /PG سویس /7

مدت:                 102 دقیقه   

 

 

 

 

 

خلاصه داستان:

 

ماجرا بر این قرار است که "آرتور"پسربچه داستان در این دنیای فانتزی با موجودات کوچک انیمیشنی دوست می شود... این موجودات تخیلی و نامرئی در طول داستان به آرتور کمک می کنند تا او بتواند با شخصی که می خواهد خانه پدربزرگ آرتور را تصاحب کند مبارزه کند... آنها همگی با هم گروهی را تشکیل می دهند تا بتوانند با یک نیروی بزرگ و کامل این جنگ را آغاز کنند...

 

 

 

 

 

 

کارگردان "حرفه ای "ژانر اکشن" انیمیشن" میسازد!

 

جالب است بدانید "لوک بسون" سازنده فیلمهای "حرفه ای" و "نیکیتا" که باعث دگرگونی در ساخت فیلمهای ژانر اکشن در دهه نود شد تا قبل از این اعلام کرده بود حرفه فیلم سازی را رها خواهد کرد و به کارهای دیگر خواهد پرداخت و حالا آخرین ساخته او "آرتور و نامرئی ها" حکم حرف تازه ای را در کارنامه کاری این فیلمساز دارد. این فیلم تلفیقی از انیمیشن و موجودات زنده است و برای بچه ها تهیه و تولید شده است...

با ساخت این فیلم کودکانه فیلمساز می کوشد تا شما را از دنیای خشونت و کارهای قبلیتان وارد دنیایی جدید نماید! آیا این کار عمدی بوده است؟!!

 

سایت اینترنتی Caming soon در گفتگوی اختصاصی خود با لوک بسون پاسخ را به شما میگوید با مراجعه به سایت انیماتورهای ایران میتوانید متن کامل این مصاحبه را بخوانید.

 

Luc Besson

 

Luc Besson

 

اعلام نامزدهای انیمیشن اسکار ۲۰۰۷

Best Animated Feature Film of the Year

 2007 OSCAR

 " نامزدهای انیمیشن بر صندلی اسکار نشستند " 

 

1. THE CARS

 

HAPPY FEET .2

 

 

Monster House .3

 

سرانجام انتظار به پایان رسید و بهترین ها نامزد دریافت اسکار شدند:

 

1-       ماشینها

             کارگردان جان لستر            

             کمپانی : دیسنی و پیکسار                                                           

                                                                     

2-     پاهای شاد

            کارگردان جرج میلر

            کمپانی فاکس و وارنر

                                        

3-     خانه هیولا 

            کارگردان گیل کنان

            کمپانی سونی

                                                                                                                                                                                                          

 

در حاشیه جشنواره جالب است بدانید گفته میشد امسال 5 انیمیشن برتر از میان 16 انیمیشن کاندید، راهی اسکار خواهند شد! اما اخبار جشنواره تنها معرف سه نامزد اسکار است!

جالب تر آن که بسیاری از صاحب نظران انتظار ورود انیمیشن های پشت پرچین و عصر یخبندان2 را به میدان رقابت داشتند اما حال این پاهای شاد و خانه هیولا است که در کنار ماشینها ساخته برجسته دیسنی و پیکسار که رای همگان را از زمان اکران تاکنون برانگیخت خودنمایی میکنند.

 

و بد نیست بدانید انیمیشن پاهای شاد در حالی نامزد اسکار گشته است که  استودیو فاکس ترجیح می داد حتی اگر این انیمیشن مقام بالایی را به خود اختصاص دهد طلای اسکار نصیب عصر یخبندان2(ذوب شدن یخها)گردد چراکه این فیلم جزو یکی از پربیننده ترین فیلمهای سال 2006 قرار گرفت.

 

و هیجان انگیزتر از حضور انیمیشنهای قابل پیشبینی حضور مقتدرانه خانه هیولا ساخته کمپانی سونی با سروصدایی کمتر از سایر انیمیشنها بر صندلی نامزدهای دریافت اسکار 2007 است...

 

"استفاده از خبر تنها با ذکر منبع مجاز میباشد" lemonarts ...........................................................

هی جرج می گن اینجا شهر ...

 Curious George

جرج کنجکاو

"جرج کنجکاو" به اسکار میرود تا ما ششمین انیمیشن شرکت کننده در اسکار ۲۰۰۷ را معرفی نماییم

شناسنامه:

گونه:             انيميشن /  کمدی / کودکانه و خانوادگی/ انیمیشن اقتباسی 

كارگردان:        Matt O'Callaghan

نويسنده:       David Reynolds
             
      ((Screenplay Kenneth Kaufman (II)

تهيه كننده:     Bonne Radford  

                    Ken Tsumura                    

            James Whitaker        

موسيقى:      Heitor Pereira

تدوين:           Julie Rogers

                    Rich Dietl

                    Mark Deimel

بازیگران:

Will Ferrell

....

Ted/The Man in the Yellow Hat (voice

Frank Welker

....

George (voice

Drew Barrymore

....

Miss Maggie Dunlop (voice

David Cross

....

Junior Bloomsberry (voice

Eugene Levy

....

Clovis (voice

Joan Plowright

....

Miss Plushbottom (Opera Diva) (voice

Dick Van Dyke

....

Mr. Bloomsberry (voice

Shane Baumel

....

Kid (voice

Tamara Jo Beatty

....

Kid (voice) (as Timyra-Joi Beatty

Timyra-Joi Beatty

....

Kid (voice

Christopher Chen

....

Kid (voice

Jessie Flower

....

Kid (voice

Alexander Gould

....

Kid (voice

Terrence Hardy Jr.

....

Kid (voice

Terrence Hardy

....

Kid (voice

Hailey Noelle Johnson

....

Kid (voice

Kelsey Lansdowne

....

Kid (voice

Ariel Winter

....

Kid (voice

Billy West

....

Manager (voice

Jeff Bennett

....

Salesman (voice

Michael Chinyamurindi

....

Edu (voice

Michael Sorich

....

Seen It Cab Driver (voice

Ed O'Ross

....

Ivan (Giant Doorman) (voice

Kath Soucie

....

Animal Control Receptionist (voice

Clint Howard

....

Balloon Man (voice

Kimberly Brooks

....

Additional Voice (voice

Wendy Cutler

....

Additional Voice (voice) (as Wendy E. Cutler

         

كشور سازنده:  آمریکا

زبان:               انگلیسی

درجه بندی:       G

مدت:               90 دقيقه

ادامه نوشته

مورچه قلدر در جریان اسکار

 The Ant Bully

مورچه قلدر 

 معرفی پنجمین انیمیشن راه یافته به جشنواره اسکار ۲۰۰۶ را آغاز میکنم با همراهی "مورچه قلدر "

شناسنامه:

گونه:             انيميشن / حادثه اي / کمدی / خانوادگی/ تخیلی 

كارگردان:        John A. Davis

نويسنده:       John A. Davis
             
      ((book John Nickle

تهيه كننده     Scott Mednick     :

                         William Fay                    

         Thomas Tull                 

موسيقى:      John Debney

تدوين:            Jon Price

بازیگران:

Julia Roberts

....

Hova (voice

Nicolas Cage

....

Zoc (voice

Meryl Streep

....

Queen Ant (voice

Paul Giamatti

....

Stan Beals (voice

Zach Tyler

....

Lucas Nickle (voice

Regina King

....

Kreela (voice

Bruce Campbell

....

Fugax (voice

Lily Tomlin

....

Mommo (voice

Cheri Oteri

....

Doreen Nickle (voice

Larry Miller

....

Fred Nickle (voice

Allison Mack

....

Tiffany Nickle (voice

Austin Majors

....

Blue Teammate (voice

Ricardo Montalban

....

Head of Council (voice

Myles Jeffrey

....

Steve (voice

Jake T. Austin

....

Nicky (voice

كشور سازنده:  آمریکا

زبان:               انگلیسی

گواهينامه:       فیلیپین /Gکانادا /Gسنگاپور /PGفرانسه /Uآمریکا /PGانگلستان/U  سویس /7ایرلند /G                      فندلاند /K-7هنگ کنگ /Iمالزی /Uآرژانتین /Atp

مدت:              88 دقيقه 

ادامه نوشته

پاپریکا نجات دهنده اسکار

PAPRIKA

پاپریکا 

"پاپریکا" چهارمین انیمیشن برگزیده در ادامه معرفی ۱۶ انیمیشن راه یافته به جشنواره اسکار ۲۰۰۷

شناسنامه:

گونه:               انيميشن / حادثه اي / ترسناک /  

كارگردان:          Satoshi Kon

نويسنده:         Seishi Minakami ,Satoshi Kon

تهيه كننده:     Jungo Maruta....executive producer

Masao Takiyama….executive producer                    
موسيقى:        Susumu Hirasawa

تدوين:             Takeshi Seyama

بازيگران:

 

Megumi Hayashibara

....

Paprika/Chiba Atsuko (voice

 

Tôru Furuya

....

Tokita Kohsaku (voice

 

Kôichi Yamadera

....

Osanai Morio (voice

 

Katsunosuke Hori

....

Shima Tora-taroh (voice

 

Toru Emori

....

Inui Sei-jiroh (voice

 

Akio Ôtsuka

....

Detective Kogawa Toshimi (voice

 

Hideyuki Tanaka

....

Guy (voice

 

Satomi Koorogi

....

A doll (voice

 

Daisuke Sakaguchi

....

Himuro Kei (voice

 

Mitsuo Iwata

....

Tsumura Yasushi (voice

 

Rikako Aikawa

....

Kakimoto Nobue (voice

 

Shinichirô Ôta

....

Reporter (voice

 

Satoshi Kon

....

Jin-nai (voice

كشور سازنده:  ژاپن

زبان:               ژاپنی

گواهينامه:        فرانسه:U / آمريكا:R

مدت:              90 دقيقه

ادامه نوشته

می کویند باید اعتراف کنم....

Yalda Game

اعتراف های پنجگانه

میدونم هیچ ربطی به انیمیشن نداره... میدونم رفتن به یه مهمانی خصوصی اونم از نوع مجازی بازم دلیل نمیشه که من به شماها بگم به این مهمانی! دعوتم! اما دوستی دارم به نام رضا ولیزاده آره همان صاحب خانه بازنگار... که دست نوشته دعوتش را نمی توانستم رد کنم...اگر برایتان جذاب بود یا بی معنی جناب ولی زاده توضیح کامل در این باب داده اند...

و امامهمانی عجیب است... میگویند باید اعتراف کنم!!! اعتراف به پنج خصوصیت پنهان شخصی... نمیدونم این پنج خصوصیت شاید بیشتر و شاید هم کمتر از پنج تا تمام لطفش به پنهان بودنش و پای صداقتم رو میکشه وسط ولی خوب این شرط اصلی شرکت در مهمانیه... و شرط بعدی دعوت پنج دوست دیگه... پس خوشحال میشم همراهی کنند من رو در این مهمانی اعترافات!

ادامه نوشته

آیا او وحشی است؟

The Wild

وحشی؟!!!

معرفی وحشی ترین کاندیدای اسکار و سومین انیمیشن از میان شانزده انیمیشن راه یافته به اسکار ۲۰۰۷ 

شناسنامه:

 

گونه:               انيميشن / حادثه اي / كمدي / خانوادگي/ تخيلي

كارگردان:          Steve 'Spaz' Williams

نويسنده:          Ed Decter , Mark Gibson

تهيه كننده:       Jim Burton .... associate producer
Ed Decter .... co-producer                      
Beau Flynn .... producer                      
Clint Goldman .... producer                      
Jane Park .... co-producer                      
John J. Strauss .... co-producer                      

موسيقى:         Alan Silvestri

تدوين:              Scott Balcerek
Steven L. Wagner                      

بازيگران:

                           

 

Kiefer Sutherland ……Samson
James Belushi…….Squirrel (attached)
Greg Berg …… Vulture/Additional voices
Don Cherry …… Penguin Mc
Greg Cipes ……. Ryan
Jason Connery ……. Flamingo
Colin Cunningham ……. Rock Hyrax
Chris Edgerly ……. Camo
Janeane Garofalo ……. Bridget (voice)
Eddie Izzard ……. Nigel
Bob Joles ……. Cloak
Dominic Scott Kay …… Young Samson
Jonathan Kimmel …… Scab
Carolyn Lawrence ……. Monkey Girl
Clinton Leupp …… Mama Hippo
Nikki Payne …… Monkey with braces (name not known)
William Shatner ……Kazar (attached)
Joseph Siravo……Kari Wahlgren

كشور سازنده:  آمريكا

زبان:               انگليسي

رده سنى:         PG

گواهينامه:        ايرلند:G / انگليس:U / آمريكا:G / سنگاپور:G / هنگ كنگ:I / هلند:MG6

مدت:               94 دقيقه

Steve 'Spaz' Williams

خلاصه داستان:

"رایان" نام شیری است که می خواهد به حیات وحش باز گردد. جایی که پدرش قبلا در آنجا زندگی کرده است... زمانی که در راه انتقال به آفریقا موفق به فرار می شود دوستانش در باغ وحش تلاش میکنند تا او را بازگردانند...اما هنگامی که دوستان رایان به آفریقا می آیند خودشان نیز به خطر می افتند که مشکلساز ترین آنها مواجه شدن با گوزن یالدار وحشی است به نام کازار که مجبور به مقابله با او میشوند...و اما آنها در این راه پی به خطر بزرگتری می برند و آن کوه آتشفشانی است که در شرف فوران است... و حالا باید دید آیا دوستان رایان موفق به نجات او خواهند شد ؟!!!....

در آغاز فصل شکار اسکار را خواهند زد...

Open Season

این بار فصل شکار را نوعی  دیگر آغاز می کنند!

"آغاز فصل" دومین معرفی از شانزده انیمیشن راه یافته به جشنواره اسکار ۲۰۰۷ 

شناسنامه:

 

گونه:                انيميشن / حادثه اي / كمدي / خانوادگي

كارگردان:           Roger Allers & Jill Culton

نويسنده:          Steve Bencich and Ron J. Friedman

تهيه كننده:       John B. Carls .... executive producer
Amy Jupiter .... co-producer                      
Steve Moore .... executive producer                     
Michelle Murdocca .... producer                     
موسيقى:         Ramin Djawadi

تدوين:               Ken Solomon
Pam Ziegenhagen                      

 

بازيگران: 

Martin Lawrence .... Boog
Ashton Kutcher .... Elliot
Gary Sinise .... Shaw
Debra Messing .... Beth
Billy Connolly .... McSquizzy
Georgia Engel .... Bobbie
Jon Favreau .... Reilly
Jane Krakowski .... Giselle
Gordon Tootoosis .... Gordy
Patrick Warburton .... Ian
Cody Cameron .... Mr. Weenie
Nika Futterman .... Rosie
Danny Mann .... Serge
Jack McGee .... Hunter
Michelle Murdocca .... Maria
Fergal Reilly .... O'Toole
Kirk Baily .... Additional Voices
Matthew Taylor .... Porcupine, Deni, and Others
Jack Blessing .... Additional Voices
Ranjani Brow .... Additional Voices
David Cowgill .... Additional Voices
Elisa Gabrielli .... Additional Voices
Jackie Gonneau .... Additional Voices
Wendy Hoffman .... Additional Voices
Scott Menville .... Additional Voices
Renee Robert .... Additional Voices
André Sogliuzzo .... Additional Voices
Hans Tester .... Additional Voices

كشور سازنده:      آمريكا

زبان:                   انگليسي

رده سنى:             PG

گواهينامه:            هلند:AL/ ايرلند:PG / آمريكا:PG 

مدت:                   99دقيقه

 

Jill Culton Roger Allers

 

خلاصه داستان:

"باگ" خرس قهوه ای توسط مامورین پارک جنگلی اهلی شده است. "الیوت" که یک آهوی کوهیست دوست عزیز و صمیمی باگ است. "بث" یکی از کارمندان مهربان پارک به این دو دوست کمک می کند تا از مرکز فرماندهی شکارچیان پارک فرار کرده و راهی جنگل شوند. اما این دو آنقدر ناشی و ناوارد به آداب و رسوم جنگل هستند که با ناشی گریهای خود خنده دارترین لحظات را ترسیم کنند. آنها بی آنکه بدانند چه میکنند ناپدید می شوند و بدتر از همه این که باگ یک حیوان اهلی شده در پارک است و قادر به حفاظت از خود در جنگل نیست... اما دو دوست جسور ما بیدی نیستند که با این بادها بلرزند و تصمیمی عظیمتر میگیرند و آن این که گروهی حرفه ای و قدرتمند از حیوانات را تشکیل دهند و مانع از وارد شدن شکارچیان به جنگل در آغاز فصل شکار شوند... مطمئنا موفقیت این دو نابغه دیدنیه...

تا امروز:

در نقدهای پیشین انیمیشن و ارتباط غیر کلامی آن با مخاطب خواندیم:"این ارتباط به پيام‌هاي غيركلامي درانيميشن در حالات چهره، نگاه ياچشم دوختي، ژست‌ها و حركات بدني، حالات بدن، لباس و ساير جنبه‌هاي ظاهري، آواگري غيركلامي،احساس بو، عواطف وانگيزش‌ها، اطلاعات محيطي، حركات عمدي و موسيقي برمبناي تعداد متغيرهايي كه بر جنبه‌هاي مختلف نگاه و سخن گفتن شكل گرفته، تقسيم‌بندي میشود." آنچه در دنیای انیمیشن حرفه ای و جذاب امروزه دیده می شود برقراری خوب این ارتباط و محسوس بودن ابعاد سازنده آن است.انیمیشن آغاز فصل صرف دارا بودن فضای کمدی که لذت بردن را بر بیننده تحمیل میکند دارای ارتباط غیر کلامی قوی و مناسبی در سکانسهای حادثه ای می باشد. در هر حال کماکان این برجستگی را در اکثر انیمیشنهای خوب امروز می توان دید و در برخی قابل لمستر که از نظر من انیمیشن آغاز فصل دارای این ویژگی به صورت بارز است. و باز باید منتظر ماند و قضاوت صاحب نظران را دید.

کاندید اسکار" چون نمی توانست بخواند" رقصید!

 Happy Feet

 صدای پاهای شادی را شما هم احساس خواهید کرد

و اما "پاهای شاد " انیمیشن آغازین ما برای معرفی راه یافتگان به جشنواره اسکار ۲۰۰۷

شناسنامه:

گونه:              انيميشن / حادثه اي / كمدي / خانوادگي / موزيكال

كارگردان:       George Miller

نويسنده:            Warren Coleman , John Collee

تهيه كننده        Matthew Ferro .... associate producer
Bill Miller .... producer                   
George Miller .... producer                   
Doug Mitchell .... producer                   
Martin Wood .... line producer                   

موسيقى:           John Powell

چهره پردازى   Lesley Vanderwalt

طراح صحنه:      Mark Sexton

جلوه هاى ويژه:   Maggie Langley

 

بازيگران:

Robin Williams .... Ramón/Lovelace/Cletus
Hugh Jackman .... Memphis
Elijah Wood .... Mumble
Nicole Kidman .... Norma Jean
Brittany Murphy .... Gloria
Hugo Weaving .... Noah
Johnny A. Sanchez .... Lombardo
Carlos Alazraqui .... Nestor
Lombardo Boyar .... Raul
Jeff Garcia .... Rinaldo
Steve Irwin .... Kev
Anthony LaPaglia .... Boss Skua
Miriam Margolyes .... Mrs. Astrakhan
Magda Szubanski .... Miss Viola
Elizabeth Daily .... Young Mumble
Alyssa Shafer .... Young Gloria
Michael Cornacchia .... Skua Bird
David Michie .... Salesman Penguin 
Denise Blasor .... Additional Voices
Kwesi Boakye .... Additional Voices
A.J. Buckley .... Additional Voices
Chris Edgerly .... Additional Voices
Cesar Flores .... Additional Voices
Khamani Griffin .... Young penguin
Erica Jones .... Additional Voices
Mark Klastorin .... Additional Voices
Ty Panitz .... Additional Voices 
Zoë Raye .... Additional Voices
Jennessa Rose .... Additional Voices
Alyssa Smith .... Additional Voices
Callie Thompson .... Young Penguins/Little Girl

 

كشور سازنده:     استراليا / آمريكا

زبان:               انگليسي

رده سنى:            PG

گواهينامه:          ايرلند:PG / آمريكا:PG  

مدت:               98 دقيقه   

 

خلاصه داستان:

در سرزمین سردی در قطب جنوب امپراطور پنگوئنها دستور داده است تا هر یک از پنگوئنها آهنگی بخوانند. آهنگی خاص خود...این یک دستور است و از دستور امپراطور نمی توان سرپیچی کرد! در بین پنگوئنهای داستان ما پنگوئن بازیگوشی وجود دارد که متاسفانه دارای لکنت زبان است و نمی تواند دستور را اجرا کند...اما در عوض او استعداد عجیبی در رقصیدن روی انگشتان پای خود دارد و او کسی نیست جز "مامبل"... مامبل در رقصیدن با تمام انرژی جادوییش می رقصد. ولی با این حال امپراطور او را سرزنش می کند و در جریان این بگو مگوها چند دوست خوب به داستان زندگی مامبل اضافه می شوند و مامبل آنقدر می آموزد که حتی با رقص خود به دیگران هم کمک می کند و جان موجودات را نجات می دهد...

تا امروز:

همچنان پر فروش ترین فیلم هالیوود است و صفهای طویل فیلمهای اکران شده را به خود اختصاص داده...

انیمیشنی که در آن بازیگرانش باید هم بخوانند و هم برقصند "تا بیننده لذت دنیایی واقعی از جاندارانی که با نگاهی بر اندامشان بی شک لبخند بر لبانش می نشیند اما هیچ گاه رقصشان را حتی تجسم نکرده است را احساس کند...موجوداتی که در قبایلی شاد شاد در دنیایی سرد سرد شاید واقعا می خوانند و می رقصند و این است همان رازی که ما پنگوئن را می بینیم و می خندیم. و این بار دستانی حرفه ای و تخیلی زیبا آن را پیش چشمان ما به نمایش گذارده است.

وبلاگهای پارسی زبان را" خانه ای ساخته اند با نام" بازنگار"...

 

WWW BAZNEGAR COM

 

سامانه‌ خبری وبلاگ‌های فارسی زبان آغاز به کار کرد

 

 

سامانه‌ی خبری وبلاگ‌های فارسی زبان، صبح روز (پنج شنبه) به صورت آزمایشی آغاز به کار کرد. این سامانه که به مدیریت دوست عزیزمان آقای رضا ولی زاده نگاهی دگرگونه اما مفید به مخاطبان می دهد مطمئنا با ارزش تر از آن خواهد بود که دوستان عزیز نگاههای خود را هر روز با بازنگاری تازه نکنند... و اما ماجرای بازنگار:  

به گزارش سامانه‌ی خبری بازنگار، این سامانه که در 12 گروه موضوعی به طبقه‌بندی 500 وبلاگ تخصصی پرداخته است و به وسیله نرم افزار خبرخوان، تیتر و مقدمه تازه‌ترین مطالب این وبلاگ‌ها را به صورت طبقه‌بندی شده منتشر می‌کند، هم اکنون به نشانی اینترنتی www.baznegar.com قابل دسترسی است.

بازنگار با طبقه‌بندی وبلاگ‌ها در 12 گروه سیاست، جامعه، اقتصاد، ارتباطات، فناوری اطلاعات، سینما و تئاتر، ادبیات، هنرهای تجسمی، موسیقی، ورزش، عمومی و عکس به ارایه آخرین مطالب منتشر شده در وبلاگ‌ها با اعلام تاریخ و ساعت انتشار آن می‌پردازد.

بازنگار با جمع‌آوری و طبقه‌بندی وبلاگ‌ها توانسته است شرایطی فراهم کند تا خوانندگان وبلاگ‌ها در مجموع با 12 کلیک، از کلیک کردن روی 500 وبلاگ بی‌نیاز شوند و آخرین مطالب صدها وبلاگ را در یک صفحه مشخص بخوانند.

در صورتی که تعداد وبلاگ‌های عضو در سایت از یک هزار وبلاگ هم تجاوز کند مطالعه آخرین پست آن‌ها باز هم با 12 کلیک میسر خواهد بود که این کاهش زمان در میان سایت‌های اینترنتی یک رکورد بی سابقه به شمار می‌آید.

این سامانه‌ی خبری تاکنون به ثبت 500 وبلاگ از میان وبلاگ‌های بلاگفا، بلاگ‌اسپات، بلاگ‌اسکای، میهن‌بلاگ، پرشین‌بلاگ و دیگر سایت‌های شخصی  اقدام کرده است؛ بخشی از این تعداد وبلاگ‌هایی هستند که به پرشین‌بلاگ اختصاص دارند به دلیل اشکال فنی در خروجی «آراس‌اس» (RSS) به حالت غیرفعال درآمده‌اند که به محض حل این مشکل فعال خواهند شد.روند ثبت باقی وبلاگ‌ها نیز از این پس با امکانات موجود در سایت به وسیله خود کاربران انجام می‌شود و بلاگرهایی که شرایط عضویت مندرج در شناسنامه بازنگار را داشته باشند پس از پرکردن فرم درخواست، در سایت عضو خواهند شد.

بازنگار قصد دارد پیش از پایان سال 1385 تعداد وبلاگ‌های عضو را به 1200 وبلاگ افزایش دهد و همچنین گروه «دین و اندیشه» را نیز به زودی به ترکیب گروه‌های دوازده‌گانه خواهد افزود.

سامانه‌ی بازنگار از زمان آغاز به کار تا مدت دو ماه به صورت آزمایشی فعالیت خود را ادامه خواهد داد و پس از سپری شدن این زمان و رفع نواقص به صورت رسمی در خانه هنرمندان ایران افتتاح خواهد شد.

بازنگار، سامانه‌ی خبری وبلاگ‌های فارسی زبان است. این سایت خصوصی است و هیچ‌گونه وابستگی فکری یا مالی به هیچ یک از جریان‌های سیاسی داخل و خارج ندارد و حیات آن به وسیله آگهی تأمین می‌شود.

بازنگار، با طبقه‌بندی موضوعی وبلاگ‌های حرفه‌ای می‌کوشد همچون سایر رسانه های داخلی در چارچوب قوانین جمهوری اسلامی ایران، شرایط انتشار افکار وبلاگ نویسان را در گستره‌ای وسیع‌تر فراهم کند.

بازنگار هدفی جز توسعه تفکر مدنی و تولید فناوری‌های ارتباطی برای ارتباط ساده‌تر مخاطبان وبلاگ‌ها و فعالان عرصه وبلاگ‌نویسی با یکدیگر دنبال نمی کند.

این پایانه‌خبری با برجسته سازی و انتشار آرای نمایندگان تفکر مدنی در مسیر تقویت ارزش‌های جامعه ایرانی و گسترش رفتار تعامل‌گرایانه خواهد کوشید.

گسترش، پالایش و تقویت زبان فارسی یکی از اهداف مهم و اصلی بازنگار است و  در آینده نه چندان دور امکانات تازه‌ای به همین منظور به این سامانه افزوده خواهد شد.

تا اسکار 2007

Sixteen For Animation Oscar

شانزده انیمیشن کاندید اسکار ۲۰۰۷

سلام... راستش از این هفته تصمیم دارم به معرفی ۱۶ انیمیشن راه یافته به اسکار برای دوستداران انیمیشن بپردازم... امسال ۱۶ انیمیشن به عنوان کاندیدهای اسکار به هفتاد و نهمین دوره جشنواره اسکار راه یافتند که از بین این فینالیستها ۵ فیلم برتر در ۲۵ فوریه ۲۰۰۷ انتخاب خواهند شد.

اسامی ۱۶ انیمیشن برگزیده همراه با کمپانی های تولید کننده اثر عبارتند از:

- Warner Bros.' The Ant Bully

- MGM/Weinstein Company's Arthur and the Minimoys (Arthur and the Invisibles in the U.S

- Paramount's Barnyard: The Original Party Animals

- Disney/Pixar's Cars

- Universal's Curious George

- Fox's Everyone's Hero

- DreamWorks/Aardman's Flushed Away

- Fox/Warner Bros.' Happy Feet

- Fox's Ice Age: The Meltdown

- Sony Picture Animation's Monster House

- Sony's Open Season

- DreamWorks' Over The Hedge

- Sony's Paprika

- The Weinstein Company's Renaissance

- Warner Independent Picture's A Scanner Darkly

- Disney's The Wild

به نظر شما کدامیک از این انیمیشنها خواهند توانست کاپ طلایی اسکار ۲۰۰۷ را نصیب خود کنند؟؟؟ آیا رویای زیبای اسکار باعث پیشرفت کمپانیهای انیمیشن سازی شده است؟ باید به تماشا نشست و قضاوت کرد.

من حدس می زنم: (The Cars, Barnyard, Over the Hedge, Ice Age: The Meltdown and Open Season)

جادویی جدید

Howl's Moving Castle

 قصر متحرک حول

و اما معرفی انیمیشن ژاپنی قصر متحرک به درخواست دوستان...

خلاصه داستان:

(سوفی) دختر ۱۸ ساله دوست داشتنیه داستان ما همراه با دو خواهر کوچکتر خود زندگی معمولی را می گذراند اما باز هم دست جادوگر نابکار قصه های ما در کار شد... و اینبار جادوی جادوگر سوفی را به پیرزنی ۹۰ ساله تبدیل کرد... پیرزن در یک قصر متحرک زندگی می کند... و تنها مصاحبش شاگرد اوست... پسری به نام (هول) که دیگر قربانی جادوی اوست...سوفی مجبور است برای شکستن طلسم به قصر برود و هول باید برای از بین بردن جادوی خود عاشق یک دختر جوان بشود... سوفی به قصر میرود و ادامه داستان...

بيوگرافي كارگردان: 

 

هايو ميازاكيى: متولد 1941، توكيو، دانش‌آموخته اقتصاد و سياست ، در سال 1963 با سمت پويانماي ارشد به استوديو توئي پيوست و در آن جا روي يك اقتباس جديد از داستان جزيره گنج و مجموعه‌اي بر اساس داستان هايدي كار كرد. در سال 1978 نخستين فيلم خود را ساخت و ركورد تازه‌اي در زمينه كسب جوايز بين‌المللي به جا گذاشت. در سال 1985 شركت گيبلي استوديوز را تاسيس كرد.شاهزاده مونونوكه نخستين فيلم بلند اوست...

 

                                        

 

شناسنامه فيلم:

 

تهيه كننده: Toshio suzuki

نویسنده و کارگردان: Hayao Miyazaki 

موسیقی: joe Hisaishi  

تدوین: Takeshi Seyama

طراحان انیمیشن: Akihiro Yamashita. Takeshi Inamura.Kitaro kosaka

 

جوایز فیلم:

 

  • Osella Awards for Technical Achievement; 61st Venice Film Festival
  • Best Japanese Movie Overall; 2004 Mainichi Film Awards
  • Animation Of The Year; 2005 Tokyo Anime Awards
  • Best Director (Hayao Miyazaki); 2005 Tokyo Anime Awards
  • Best Voice Actor/Actress (Chieko Baisho); 2005 Tokyo Anime Awards
  • Best Music (Joe Hisaishi); 2005 Tokyo Anime Awards
  • Audience Award; 2005 Maui Film Festival
  • 1st Runner Up, Golden Space Needle Award; 2005 Seattle International Film Festival
  • بعد و حرکت عالی یک انیمیشن حرفه ای

     

     

    یک هیولای دوست داشتنی 

    كارگردان: ديويد سيلورمن، پيتر داكتر

    فيلمنامه: اندرو استنتن، دانيل گرسن

    تدوين: جيم استيوارت

    موسيقي: رندي نيومن

    طراح صحنه: هارلي جساپ، باب پالي

    تهيه كننده: جان لستر، اندرو استنتن

    صداها: جان گودمن (سالي)، بيلي كريستال (مايك)، مري گيبز (بو)، استيو بوشمي (رندال)، جيمز كوبرن (واتر نوز)، جنيفر تيلي (سليا)

    92 دقيقه

    محصول 2001 آمريكا

    Monsters, Inc. director Peter Docter (l) and executive producer John Lasseter combine forces.

        

    خلاصه داستان:

    در دنياي موجودات هولناك «شركت هيولاها» بزرگ ترين كارخانه اي است كه محصولاتش بيش از همه باعث ترس بچه ها مي شود. در واقع، ادامه كار اين كارخانه بسته به مقدار جيغ هايي است كه از بچه ها مي گيرند. مشكل اين جاست كه ديگر بچه ها مثل سابق از هيولاها نمي ترسند. در اين ميان، جيمز پ. ساليوان بيش از همه ترسناك به نظر مي آيد. او غولي است عظيم الجثه با بدني پوشيده از خز آبي رنگ كه روي آن لك هاي بزرگ ارغواني ديده مي شود. ساليوان 2 شاخ كوچك هم دارد. دوستان ساليوان، او را «سالي» صدا مي زنند. دستيار او، مايك وازوفسكي كه از قضا بهترين دوست و هم اتاقي اوست، هيولايي است كه يك چشم سبز رنگ، يك دنده و بداخلاق. ترساندن بچه ها كار آساني نيست، گو اين كه هيولاها بر اين باورند كه بچه ها بدني سمي دارند و تماس مستقيم با آن ها مي تواند فاجعه اي بزرگ به بار بياورد. «سالي» و «مايك» با دختربچه اي از دنياي انسان ها آشنا مي شوند كه مخفيانه پا به دنياي هيولاها گذاشته است. آن ها كه در دردسر بزرگي افتاده اند بايد پيش از اين كه ديگران متوجه حضور دختر بشوند، او را به دنياي انسان ها برگردانند.

    درشركت هيولاها در پي «داستان اسباب بازي» و «زندگي يك حشره»، توليد ديگري از كمپاني «پيكسار» است و بار ديگر توان چشمگير اين كمپاني را در عرضه انيميشن هاي كامپيوتري به نمايش مي گذارد. انيميشن هاي آن ها به طور غريبي از «بعد» و «حركت» بهره مند هستند. هيولاهاي اين فيلم شبيه به «اسباب بازي» ها و «حشره» ها، به لحاظ شكل، اندازه و رنگ قابل باورند كه بي شك يكي از عوامل جذابيت آن ها از چنين مساله اي ناشي مي شود ... اين كه انيميشن ها (كارتون ها) گاهى جذاب تر از فيلم هاى زنده و معمولى هستند، شك نكنيد. «شركت هيولاها» نمونه مهم و خوبى است كه اين ادعا را ثابت مى كند. در نود و دو دقيقه اى كه فيلم را تماشا مى كنيد، محال است خسته شويد يا دل تان بخواهد از جا برخيزيد. (كوتاه شده از مقاله راجر ابرت)

    بچه هاى زيادى در دنيا اين فيلم را ديده اند و همه، به يك اندازه، از ديدنش لذت برده اند. يكى از چيزهايى كه منتقدان سينمايى درباره شركت هيولاها گفتند اين بود كه فيلم حتى يك ترانه هم ندارد و اين ثابت مى كند كه ترانه، به خلاف باور عمومى، جزء جدايى ناپذير فيلم هاى انيميشن نيست. و تازه به همه اينها صداهاى خوب گوينده ها را هم اضافه كنيد كه همه انرژى شان را صرف فيلم كرده اند، انگار كه دارند نقشى زنده را بازى مى كنند.

    lemon arts

    انیمیشن ژاپنی مهمان این هفته سینما فرهنگ

     

    ESTEAMBOY

     

    در سیزدهمین نشست سفری با انیمیشن

    انیمیشن گوی بخار درسینما فرهنگ به‌روی پرده می‌رود


    به گزارش روابط عمومی بنیاد سینمایی فارابی ، این فیلم که محصول سال 2005 کشور ژاپن است با دوبله فارسی توسط انجمن گویندگان جوان به نمایش در می‌آید.
    نشست نقد و بررسی این فیلم پس از نمایش با حضور "امیرمحمد دهستانی" کارگردان و مدرس انیمیشن و "حسین ضیایی" منتقد و کارگردان انیمیشن برگزار می شود.
    نشست های سفری با انیمیشن توسط بنیاد سینمایی فارابی و با همکاری موسسه پیلبان هر دو هفته یکبار در سینما فرهنگ برگزار می شود.
    نمایش فیلم از ساعت 10 صبح در سینما فرهنگ آغاز می شود و پس از آن جلسه نقد و بررسی برگزار می شود و حضور برای علاقه مندان آزاد است .

     

     


    <در جستجوي‌ نمو> یک انیمیشن‌ منحصربفرد

    Finding Nemo

     سيزده نكته از نمو 

      

    1. ايده‌ <در جستجوي‌ نمو> نخستين‌ بار در اواسط‌ دهه‌ نود به‌ ذهن‌ كارگردان‌ آن‌ يعني‌ اندرو استانتن‌ رسيد. بهتر است‌ جريان‌ ماجرا را از زبان‌ خود او بشنويم: <يك‌ روز با پسرم‌ كه‌ آن‌ وقتها پنج‌ سال‌ بيشتر نداشت‌ در پارك‌ قدم‌ مي‌زديم. از اينكه‌ وقت‌ زيادي‌ را از زندگي‌ام‌ به‌ او اختصاص‌ نداده‌ بودم، احساس‌ گناه‌ مي‌كردم. در تمام‌ طول‌ قدم‌ زدن‌ هم‌ مدام‌ مي‌گفتم‌ به‌ آن‌ دست‌ نزن‌ و اين‌ كار را نكن.
    بعد فكر كردم‌ كه‌ دارم‌ لحظه‌هاي‌ با هم‌ بودنمان‌ را خراب‌ مي‌كنم. از آن‌ روز به‌ بعد، اين‌ فكر دايماً در ذهنم‌ غوطه‌ مي‌خورد تا اينكه‌ به‌ پيدايش‌ داستاني‌ درباره‌ زندگي‌ و مخاطرات‌ يك‌ ماهي‌ كوچولو انجاميد. سرانجام‌ اين‌ ايده‌ و نقاشيهاي‌ مربوط‌ به‌ آن‌ را پيش‌ جان‌ لستر مدير اجرايي‌ پيكسار بردم. كمي‌ عصبي‌ بودم، اما نمي‌ترسيدم>. حالا ادامه‌ ماجرا از زبان‌ لستر: <پس‌ از حدود يك‌ ساعت، نظرم‌ را درباره‌ ايده‌اش‌ پرسيد. به‌ او اطمينان‌ دادم‌ كه‌ دچار ماهي‌ شده‌ام‌ و جاي‌ نگراني‌ نيست>
    .


    2. هنرمندان‌ استوديوي‌ پيكسار براي‌ ساخت‌ انيميشني‌ درباره‌ دنياي‌ زير آب، مستقيماً به‌ منابع‌ مورد نياز خود مراجعه‌ كردند. اندرو استانتن‌ و دوستانش‌ علاوه‌ بر ديدار از آكواريومها، رفتن‌ به‌ سراغ‌ آبشارهاي‌ كاليفرنيا و هاوايي‌ و مطالعه‌ مستندهايي‌ درباره‌ ماهي‌ و دنياي‌ زير آب، يك‌ آكواريوم‌ غول‌پيكر هم‌ در خود استوديو مهيا كردند تا از نزديك‌ به‌ مطالعه‌ زندگي‌ ماهيها بپردازند. انيماتورهاي‌ پروژه‌ <نمو> هر زمان‌ كه‌ نياز داشتند مي‌توانستند با خيره‌ شدن‌ به‌ موجودات‌ زنده‌ درون‌ آكواريوم‌ از حركات‌ آنها براي‌ كارشان‌ الهام‌ بگيرند.
    اين‌ براي‌ نخستين‌ بار پس‌ از <زندگي‌ يك‌ حشره> بود كه‌ استانتن‌ و سايرين‌ چنين‌ تجربه‌اي‌ را از سر مي‌گذراندند. نويسنده‌ فيلمنامه‌ و يكي‌ از كارگردانان‌ <در جستجوي‌ نمو> مي‌گويد: <گرچه‌ ما براي‌ انجام‌ هرچه‌ بهتر كارها كارتونهايي‌ چون‌ <پينوكيو> و <شمشير در سنگ> را هم‌ تماشا كرديم‌ تا ببينيم‌ تبديل‌ شدن‌ به‌ ماهي‌ چگونه‌ صورت‌ مي‌گيرد، اما هيچ‌ چيز الهامبخش‌تر از ديدن‌ موجود زنده‌ نيست>.

     


    3. شايد مفيدترين‌ منبع‌ موجود و در دسترس‌ براي‌ تيم‌ همكاران‌ شاغل‌ در پيكسار، پروفسور آدام‌ سامرز استاد دانشكده‌ اكولوژي‌ و ديرينه‌شناسي‌ دانشگاه‌ كاليفرنيا بود كه‌ دوازده‌ سخنراني‌ مبسوط‌ در اردوگاه‌ امريويل‌ براي‌ انيماتورها انجام‌ داد.
    يكي‌ از بهترين‌ نكات‌ ارايه‌شده‌ در سلسله‌ دروس‌ آقاي‌ سامرز مربوط‌ به‌ تفاوت‌ ميان‌ حركت‌ انواع‌ مختلف‌ ماهيها و ساير موجودات‌ دريايي‌ در آب‌ و نحوه‌ استفاده‌ از باله‌ها مي‌شد. دقت‌ اندرو استانتن‌ و تيم‌ همراهش‌ در همين‌ ريزه‌كاريها فاصله‌ انيميشن‌ رايانه‌اي‌ و تصاوير زنده‌ و معمولي‌ را به‌ حداقل‌ رساند و <در جستجوي‌ نمو> را به‌ گام‌ بلندي‌ رو به‌ جلو در تاريخ‌ استوديوي‌ پيكسار مبدل‌ كرد. اينجاست‌ كه‌ حتي‌ استفاده‌ از انيميشن‌ دست‌ فيلمسازان‌ را براي‌ انجام‌ هر كاري‌ به‌ منظور روايت‌ بهتر داستان‌ باز مي‌گذارد و نوعي‌ امتياز براي‌ خالقان‌ اثر تلقي‌ مي‌شود.
    نتيجه‌ كار پيكسار هم‌ فيلمي‌ شد كه‌ بسيار به‌ واقعيت‌ نزديك‌ است‌ و اثري‌ بزرگ‌ و پروژه‌اي‌ خاص‌ به‌ شمار مي‌آيد.



    4. قرار نبود <در جستجوي‌ نمو> هرگز تبديل‌ به‌ يك‌ انيميشن‌ مستند از دنياي‌ زير آب‌ شود. فيلم‌ كاملاً جذاب، لذتبخش‌ و دلپذير است‌ و از نظر بصري‌ هم‌ فوق‌العاده.
    اورن‌ جاكوب‌ كارگردان‌ فني‌ پروژه‌ معتقد است: <اطمينان‌ دارم‌ فرد فرد مخاطبان‌ مي‌توانند نوع‌ و گونه‌ ماهيهاي‌ موجود در فيلم‌ را به‌راحتي‌ تشخيص‌ دهند. ما براي‌ خلق‌ ماهيهاي‌ كارتوني‌ صدها ماهي‌ زنده‌ را با رنگ‌آميزي‌ و طرحهاي‌ مختلف‌ مورد بررسي‌ قرار داديم‌ و از روي‌ آنها نمونه‌ ساختيم. بيشتر شخصيتهاي‌ اصلي‌ داستان‌ را مي‌توان‌ موجوداتي‌ اصيل‌ دانست‌ كه‌ در پاي‌ صخره‌هاي‌ آبي‌ استراليا زندگي‌ مي‌كنند. گرچه‌ اگر اندكي‌ با دقت‌ به‌ فيلم‌ نگاه‌ كنيد، مي‌بينيد كه‌ ما خودمان‌ عمليات‌ تركيب‌ نژادي‌ را انجام‌ داده‌ و به‌ موجودات‌ جديدي‌ دست‌ يافته‌ايم.


    5. استوديوي‌ پيكسار در آوريل‌ سال‌ 2002 خبر اكران‌ <در جستجوي‌ نمو> در تابستان‌ 2003 را تأ‌ييد كرد و افزود كه‌ اين‌ فيلم‌ محصول‌ ذهن‌ و ايده‌ خلاقانه‌ اندرو استانتن‌ است؛ فيلمسازي‌ كه‌ نامزد دريافت‌ جايزه‌ معتبر اسكار شده‌ و نويسندگي‌ و كارگرداني‌ مشترك‌ انيميشن‌ بلند سينمايي‌ سال‌ 1998 يعني‌ <زندگي‌ يك‌ حشره> را برعهده‌ داشته‌ است. اين‌ ماجراي‌ شگفت‌انگيز و تماشاي‌ دنياي‌ زير آب، روايتگر داستان‌ سفر پرماجرا و جذاب‌ دو ماهي‌ است.
    پدر و پسري‌ كه‌ در آبهاي‌ استراليا از هم‌ جدا مي‌افتند و پدر در تلاش‌ براي‌ يافتن‌ فرزندش‌ نمو، دست‌ به‌ هر كاري‌ مي‌زند. <در جستجوي‌ نمو> با صداي‌ آلبرت‌ بروكز مشهور بر روي‌ پدر نق‌نقوي‌ نمو كه‌ زندگي‌اش‌ را براي‌ ديدار دوباره‌ پسر به‌ خطر مي‌اندازد، جان‌ مي‌گيرد. صداي‌ الكساندر گولد تازه‌وارد هم‌ به‌ جاي‌ نموي‌ جوان‌ و ماجراجو شنيده‌ مي‌شود.

    الن‌ دي‌ جنرز عهده‌دار ايفاي‌ صداي‌ دوري‌ است، همراهي‌ فراموشكار اما به‌شدت‌ اميدوار كه‌ پدر در جريان‌ سفرهايش‌ با او برخورد مي‌كند. ويلم‌ دفو صدايش‌ را به‌ گيل‌ قرض‌ داده، موجودي‌ تكرو و خودمدار كه‌ با پدر طرح‌ دوستي‌ مي‌ريزد و به‌ جستجوي‌ نموي‌ گمشده‌ مي‌رود. نايجل‌ هم‌ صداي‌ جفري‌ راش‌ را بر خود دارد.
    او پليكاني‌ عجيب‌ و غريب‌ است‌ كه‌ با همه‌ موجودات‌ مي‌سازد الا مرغ‌ دريايي‌ و نهايتاً بري‌ همفريز كه‌ به‌خوبي‌ از عهده‌ صداي‌ يك‌ كوسه‌ سفيد بزرگ‌ و البته‌ گياهخوار برآمده‌ است.

    6. نخستين‌ علايم‌ پس‌ از به‌ پايان‌ رسيدن‌ تقريبي‌ پروژه‌ در اكتبر سال‌ گذشته، حكايت‌ از ديد منفي‌ برخي‌ منتقدان‌ نسبت‌ به‌ آن‌ بود. كار بدانجا رسيد كه‌ حتي‌ عده‌اي‌ فيلم‌ را بدترين‌ محصول‌ پيكسار تا به‌ امروز معرفي‌ كردند. ولي‌ گروهي‌ ديگر برخوردي‌ منطقي‌تر داشتند.
    مثلاً يكي‌ از مديران‌ ارشد استوديو در اظهارنظري‌ گفت: شايد <در جستجوي‌ نمو> يكي‌ از تلاشهاي‌ نه‌چندان‌ شگفت‌انگيز پيكسار باشد، اما من‌ به‌ جاي‌ اينكه‌ آن‌ را در ميان‌ پنج‌ فيلم‌ برتر سال‌ آينده‌ قرار دهم، احتمالاً جايي‌ در ميان‌ ده‌ فيلم‌ برتر برايش‌ در نظر مي‌گيرم.
    البته‌ در شرايط‌ فعلي‌ نمي‌توان‌ جايگاه‌ <در جستجوي‌ نمو> را در پانتئون‌ آثار پيكسار مشخص‌ كرد و با قاطعيت‌ گفت‌ كه‌ از <شركت‌ هيولاها> بهتر است‌ يا نه. در هر حال‌ بايد تا تابستان‌ آينده‌ منتظر بمانيم. شايد هم‌ اين‌ شايعات‌ منفي‌بافانه‌ تماماً از طرف‌ ديزني‌ و براي‌ مختل‌ كردن‌ پروژه‌ اكران‌ موفق‌ فيلم‌ صورت‌ گرفته‌ بود. براساس‌ قرارداد همكاري‌ ميان‌ استوديوي‌ پيكسار با شركت‌ والت‌ ديزني، استيو جابز مدير ارشد پيكسار نمي‌تواند رسماً استوديوي‌ فيلمسازي‌ خود را تا پيش‌ از ارايه‌ نسخه‌ كامل‌ سومين‌ فيلم‌ از قرارداد پنج‌ فيلمي‌ به‌ ديزني‌ اداره‌ كند و يا بجز ديزني‌ با شركتي‌ ديگر طرح‌ همكاري‌ بريزد. اين‌ در حالي‌ است‌ كه‌ استوديوهاي‌ رقيب‌ يعني‌ لوكاس‌ فيلم‌ و دريم‌ وركز براي‌ فشردن‌ دست‌ همكاري‌ با جابز و پيكسار دندان‌ تيز كرده‌اند و منتظرند تا پس‌ از پايان‌ قرارداد او با ديزني‌ و اكران‌ <خودروها>ي‌ جان‌ ستر در دسامبر 2005، پيكسار را به‌ سوي‌ خود بكشانند.
    در اين‌ حالت‌ كاملاً طبيعي‌ است‌ كه‌ ديزني‌ براي‌ نخستين‌ شكست‌ پيكسار در گيشه‌ به‌ هر دري‌ بزند تا رقيبان‌ را از بستن‌ چشم‌ طمع‌ به‌ اين‌ لقمه‌ لذيذ باز دارد.


    7. آلبرت‌ بروكز كار خود را در پروژه‌ <در جستجوي‌ نمو> از ژانويه‌ 2002 آغاز كرد: براي‌ صدابرداري‌ چندين‌ جلسه‌ به‌ استوديو رفتم‌ و بعد به‌ دليل‌ تعهد در يك‌ پروژه‌ سينمايي‌ ديگر، ناچار شدم‌ به‌ كانادا بروم. پس‌ از بازگشت‌ كار را از سر گرفتم‌ و يازده‌ جلسه‌ پياپي‌ و هر جلسه‌ به‌ مدت‌ چهار ساعت‌ در استوديو حاضر شدم. آنها حلقه‌هاي‌ صدا را اول‌ ضبط‌ كردند تا انيماتورها بتوانند براساس‌ لب‌ زدن‌ ما و زبان‌ گفتن‌ هر ديالوگ‌ كار خود را بهتر انجام‌ دهند.
    گرچه‌ شخصيتها قبلاً طراحي‌ شده‌ بودند و خط‌ كلي‌ داستان‌ هم‌ مشخص‌ بود، اما هنوز فرصت‌ بسيار زيادي‌ در اختيار تيم‌ قرار داشت‌ تا كار را بهبود ببخشند. اصلاً انيماتورها دعا مي‌كردند ما ايده‌اي‌ بدهيم‌ و آنها دنباله‌ آن‌ را پي‌ بگيرند. جالب‌ است‌ بدانيد كه‌ من‌ و الن‌ دي‌ جنرز هرگز در طول‌ مدت‌ صدابرداري‌ همديگر را نديديم‌ و خب‌ البته‌ اين‌ رويكرد در پيكسار طبيعي‌ و عادي‌ است. ضمن‌ اينكه‌ در پروژه‌هاي‌ مختلف‌ و به‌تبع‌ شرايط‌ اوضاع‌ فرق‌ مي‌كند. مثلاً تام‌ هنكس‌ و تيم‌ آلن‌ در <داستان‌ اسباب‌بازي> كنار هم‌ كار نكردند، ولي‌ بيلي‌ كريستال‌ و جان‌ گودمن‌ در <شركت‌ هيولاها> با هم‌ ديالوگها را مي‌گفتند. ظاهراً اين‌ بنا به‌ تصميم‌ و نظر كارگردان‌ است‌ كه‌ تشخيص‌ بدهد هر دو بازيگر در چه‌ سطحي‌ قرار دارند و آيا مي‌توان‌ آنها را در كنار يكديگر قرار داد يا نه! به‌ هر حال، هر كاري‌ كه‌ ما كرديم‌ صرفاً براي‌ جلب‌ رضايت‌ كودكان‌ بود.

    8. الن‌ دي‌ جنرز نمي‌دانست‌ كه‌ صحبت‌ كردن‌ به‌ جاي‌ شخصيتهاي‌ يك‌ اثر كارتوني‌ تا اين‌ اندازه‌ سخت‌ باشد: شنيده‌ بودم‌ كه‌ تام‌ هنكس‌ از سختي‌ اين‌ كار شكايت‌ داشت، ولي‌ اصلاً منظور او را درك‌ نمي‌كردم.
    حالا مي‌فهمم‌ كه‌ تام‌ بيچاره‌ چه‌ كشيده‌ است. اما ماجراي‌ انتخاب‌ دي‌ جنرز هم‌ از سوي‌ اندرو استانتن‌ كارگردان‌ و فيلمنامه‌نويس‌ براي‌ ايفاي‌ نقش‌ شخصيت‌ دوري‌ شنيدني‌ است: مي‌گويند فيلمنامه‌نويس‌ نبايد به‌ هنگام‌ خلق‌ شخصيتهايش‌ فرد خاصي‌ را براي‌ ايفاي‌ نقش‌ در نظر بگيرد.
    ولي‌ من‌ اين‌ قانون‌ را به‌ نوعي‌ زير پا گذاشتم. مشغول‌ تماشاي‌ تلويزيون‌ بودم‌ كه‌ ديدم‌ دي‌ جنرز ميهمان‌ يكي‌ از برنامه‌هاست‌ و به‌ پرسشهاي‌ مجري‌ برنامه‌ پاسخ‌ مي‌گويد. او در طي‌ يك‌ دقيقه، پنج‌ مرتبه‌ موضوع‌ صحبت‌ را عوض‌ كرد و همانجا دانستم‌ كه‌ به‌ درد من‌ مي‌خورد. چون‌ شخصيتي‌ كه‌ براي‌ او در نظر گرفته‌ بودم‌ از نظر حافظه‌ مشكل‌ داشت‌ و طبيعي‌ بود كه‌ اين‌ ضعف‌ حافظه‌ در سخن‌ گفتن‌ او هم‌ تأ‌ثير مي‌گذاشت.
    حالا باز هم‌ به‌ سراغ‌ الن‌ دي‌ جنرز برويم‌ و از مشقات‌ كار در يك‌ پروژه‌ انيميشن‌ بشنويم: اصلاً تجربه‌اي‌ در اين‌ زمينه‌ نداشتم‌ و نمي‌دانستم‌ كه‌ نهايت‌ كار چگونه‌ خواهد بود. همين‌ كه‌ آدم‌ بايد تمام‌ احساس‌ خود را از طريق‌ صدايش‌ به‌ مخاطب‌ منتقل‌ كند، كار بسيار سختي‌ است.
    سالها پيش‌ همسايه‌اي‌ داشتيم‌ كه‌ به‌ من‌ آموزش‌ يوگا مي‌داد و در حين‌ تمرين‌ ترانه‌هايي‌ درباره‌ والها از ضبط‌ صوت‌ خانه‌اش‌ پخش‌ مي‌شد.
    اگر آن‌ موقع‌ مي‌دانستم‌ قرار است‌ چندين‌ سال‌ بعد به‌ جاي‌ يك‌ وال‌ در كارتون‌ صحبت‌ كنم، آن‌ ترانه‌ها را با دقت‌ بيشتري‌ گوش‌ مي‌دادم. حالا هم‌ بسيار خوشحالم‌ كه‌ صدايم‌ بر روي‌ شخصيتي‌ ماندگار در تاريخ‌ سينماي‌ كارتوني‌ به‌ يادگار مانده‌ و البته‌ از والديني‌ كه‌ كودكانشان‌ در خانه‌ صداي‌ وال‌ درمي‌آورند، معذرت‌ مي‌خواهم. قرار است‌ از صداي‌ دي‌ جنرز در يك‌ مستند آموزشي‌ درباره‌ اهميت‌ اقيانوسها نيز استفاده‌ شود.



    9. اكران‌ <در جستجوي‌ نمو> در سينماهاي‌ ايالات‌ متحده‌ و كانادا همزمان‌ شد با پخش‌ نسخه‌DVD انيميشن‌ كلاسيك‌ استوديوي‌ ديزني‌ يعني‌ <بيست‌ هزار فرسنگ‌ زير دريا>.
    حتماً به‌ خاطر داريد كه‌ در داستان‌ ژول‌ ورن‌ هم‌ شخصيتي‌ به‌ نام‌ كاپيتان‌ نمو وجود دارد و اينجا هم‌ نام‌ شخصيت‌ اصلي‌ نمو است.
    آيا اين‌ اتفاقها تصادفي‌ است‌ يا قصد ديگري‌ از آن‌ در كار بوده‌ است؟ اندرو استانتن‌ شائبه‌ هرگونه‌ سوءاستفاده‌ را رد مي‌كند: من‌ براي‌ نامگذاري‌ شخصيتهاي‌ تمامي‌ فيلمهايم‌ عذاب‌ بسياري‌ كشيده‌ام. براي‌ اين‌ يكي‌ هم‌ دايماً فكر مي‌كردم‌ اگر يك‌ ماهي‌ بخواهد اسمي‌ روي‌ خودش‌ بگذارد، آن‌ اسم‌ چه‌ مي‌تواند باشد؟ عناويني‌ نظير گيل، مارلين‌ و دوري‌ را هم‌ از روي‌ آناتومي‌ اندام‌ ماهيها و ساير جانوران‌ دريايي‌ اقتباس‌ كردم.
    به‌ جز نام‌ نمو هيچ‌ تشابه‌ ديگري‌ ميان‌ <در جستجوي‌ نمو> با <بيست‌ هزار فرسنگ‌ زير دريا> به‌ چشم‌ نمي‌خورد. ما تلاش‌ نمي‌كنيم‌ كه‌ لطفي‌ در حق‌ ديزني‌ كرده‌ باشيم. حتي‌ زماني‌ كه‌ داستان‌ هنوز نهايي‌ نشده‌ بود، من‌ نام‌ نمو را در ذهن‌ داشتم‌ و مي‌دانستم‌ كه‌ به‌ لاتين‌ معني‌ <هيچكس> مي‌دهد. بنابراين‌ خيلي‌ زود متوجه‌ شدم‌ كه‌ نام‌ كاپيتان‌ آن‌ فيلم‌ ديزني، نمو است. اين‌ ماجرا در ذهنم‌ ماند تا زمان‌ نهايي‌ شدن‌ پروژه.

    10. در <در جستجوي‌ نمو> صحنه‌اي‌ هست‌ كه‌ در درون‌ بدن‌ يك‌ وال‌ مي‌گذرد و از اين‌ نظر شباهت‌ فراواني‌ به‌ يكي‌ از آثار دهه‌ 40 ديزني‌ دارد. اورن‌ جاكوب‌ كارگردان‌ فني‌ پروژه‌ جديد پيكسار مي‌گويد: ما قطعاً آن‌ صحنه‌ مشهور كارتون‌ <پينوكيو> را بارها و بارها تماشا كرديم‌ تا ببينيم‌ چگونه‌ انيماتورهاي‌ ديزني‌ در آن‌ زمان‌ صحنه‌ درون‌ بدن‌ يك‌ وال‌ را با دست‌ طراحي‌ كرده‌اند. كاري‌ به‌ خوبي‌ يا بدي‌ كار آنها نداريم‌ يا اينكه‌ صحنه‌ مربوط‌ به‌ فيلم‌ ما بهتر يا بدتر از فيلم‌ كلاسيك‌ ديزني‌ است، فقط‌ شايد ما توانسته‌ باشيم‌ به‌ جزئيات‌ فيزيكي‌ صحنه‌ و فضاي‌ واقعي‌ نزديكتر بشويم. در حال‌ حاضر انيماتورها مي‌توانند با استفاده‌ از قدرت‌ رايانه‌ و صرف‌ تحقيق‌ و انرژي‌ فراوان، به‌ راههاي‌ بهتري‌ براي‌ درآوردن‌ فضاي‌ طبيعي‌تر از حركت‌ آب‌ درون‌ بدن‌ يك‌ وال‌ دست‌ يابند.

    11. اندرو استانتن‌ يك‌ ماه‌ پيش‌ از نمايش‌ عمومي‌ <در جستجوي‌ نمو> در سينماها اعلام‌ كرد كه‌ موفقيت‌ خارق‌العاده‌ انيميشن‌هاي‌ قبلي‌ پيكساز ازجمله‌ <شركت‌ هيولاها> موانع‌ متعددي‌ بر سر راه‌ پروژه‌ جديد او ايجاد كرده‌ است: فشار فراواني‌ بر دوشمان‌ احساس‌ مي‌كنيم.
    اما اگر بخواهم‌ صريح‌ و روشن‌ حرف‌ بزنم‌ بايد بگويم‌ تنها راه‌ موجود در مسير فعاليت‌ ما اين‌ است‌ كه‌ مي‌دانيم‌ چگونه‌ هر كدام‌ از فيلمهايمان‌ را بسازيم. يعني‌ فراموش‌ مي‌كنيم‌ كه‌ دنياي‌ بيروني‌ هم‌ وجود دارد و بعد با خيال‌ راحت‌ فيلمي‌ را مي‌سازيم‌ كه‌ خودمان‌ هم‌ تماشا كردن‌ آن‌ را دوست‌ داشته‌ باشيم.
    من‌ فقط‌ مي‌دانم‌ كه‌ بچه‌ دارم، دوستانم‌ هم‌ بچه‌ دارند و حالا ديگر همه‌ اين‌ واقعيت‌ را مي‌دانند كه‌ فيلمهاي‌ خانوادگي‌ به‌ اندازه‌ كافي‌ ساخته‌ نمي‌شود.

    12. صداي‌ موجود بر روي‌ شخصيت‌ لاك‌پشت‌ بالغ‌ فيلم‌ <در جستجوي‌ نمو> از آن‌ اندرو استانتن‌ كارگردان‌ است‌ و نيكلاس‌ برد هم‌ نقش‌ لاك‌پشت‌ كودك‌ را برعهده‌ دارد. بد نيست‌ بدانيد نيكلاس‌ فرزند براد برد است، فيلمسازي‌ كه‌ پروژه‌ بعدي‌ پيكسار با عنوان‌ <شگفت‌انگيز> حاصل‌ فعاليت‌ او در مقام‌ كارگردان‌ است.

    13. <در جستجوي‌ نمو> از يك‌ منظر ديگر هم‌ فيلم‌ منحصربفردي‌ است.
    چرا كه‌ تامس‌ نيومن‌ آهنگساز را براي‌ نخستين‌ بار تشويق‌ به‌ ساختن‌ موسيقي‌ متن‌ براي‌ يك‌ انيميشن‌ بلند سينمايي‌ كرد. نيومن‌ كه‌ در كارنامه‌ هنري‌ خود دريافت‌ جايزه‌ معتبر گرمي‌ و نامزدي‌ دريافت‌ اسكار را هم‌ دارد، درباره‌ اين‌ تجربه‌ جديد مي‌گويد: راستش‌ خيلي‌ ترسيده‌ بودم. تا به‌ آن‌ روز تجربه‌ كار انيميشن‌ نداشتم. تنها دلخوشي‌ام‌ اين‌ بود كه‌ برادرزاده‌ام‌ رندي‌ نيومن‌ آهنگساز چهار فيلم‌ قبلي‌ پيكسار بوده‌ است.به‌ هر حال، از آنجا كه‌ كارهاي‌ رندي‌ را بسيار دوست‌ دارم‌ و برايم‌ لذتبخش‌ هستند، كار در اين‌ فيلم‌ هم‌ تجربه‌ وسوسه‌انگيزي‌ بود.

     

    برگرفته از انتشارات سوره مهر

    پاپاي محبوب‌ترين شخصيت كارتوني دنيا

    The Sailor Man

    بفرمایید شما هم اسفناج میل کنید

    پاپاي ملواني با هيكل بامزه و ساعدهايي پهن است كه رويشان علامت لنگر خالكوبي شده، او يك كلاه كوچك دارد و پيپي كه هيچ وقت از دهانش درنمي‌آورد. پاپاي با خوردن يك قوطي اسفناج از پس هر چيزي برمي‌آيد به خصوص آن رقيب هيكل گنده‌اش كه «بلوتو» نام دارد. اين شخصيت اولين بار در كميك استريپ خلق شد و در سال 1933 به پرده سينما راه يافت و تا سال 1938 عملاً جاي ميكي موس را در سينما‌ها گرفت، با ظهور و رواج تلويزيون در دهه 60 ملوان زبل بار ديگر به اوج محبوبيت رسيد. در سال 1980 رابين ويليامز نقش او را در يك فيلم سينمايي بازي كرد. در طول دهه‌هاي 60 تا 90 مجموعه كارتون‌هاي مختلفي از به تمام كشورهاي جهان صادر شد كه در بيشتر تلويزيون‌هاي دنيا به نمايش درآمد. حالا بعد از 76 سال اين ملوان دوست داشتني يكي از شناخته شده ترين شخصيت كارتوني جهان است.

     

    ببين اين اسفناج چه مي‌كنه پاپاي قهرمان كچل و بداخلاقي كه هزاران طرفدار دارد، با نام‌هاي بازو آهني در ايتاليا، كارل آلفرد در سوئد و اسكيپر اسكراك يا «وحشت دريا»‌در دانمارك شناخته مي‌شود، هنوز هم در كميك بوك‌هايي كه در سراسر دنيا منتشر مي‌شود حضور دارد. اين قهرمان اولين بار به همراه بتي بوپ وارد دنياي انيميشن شد، بد نيست ببينيم اين قهرمان اسفناج‌خور كه در كميك استريپ متولد شد، چه كارهايي كه نكرده است :

    در 1937 كريستال سيتي پايتخت اسفناج در تگزاس مجسمه‌اي از پاپاي را به افتخار الزي سگار و پاپاي به علت تأثيري كه اين كارتون روي عادات غذايي آمريكايي‌ها داشت برپا كرد. اسفناج كاران اين ايالت به خاطر پاپاي سود زيادي بردند، چون مصرف اسفناج در ايالات متحده به ميزان 33% بالا رفت و كشت و صنعت اسفناج در دهه 1930نجات يافت. پاپاي اولين شخصيت كارتوني است كه تا به حال با يك مجسمه در مكان عمومي جاوداني شده است. مجسمه ديگري از اين شخصيت در چستر ايلينويز آمريكا زادگاه سگار وجود دارد. امروزه به علت مصرف كنسرو اسفناج با مارك تجارتي پاپاي در نزد دريانوردان، اين محصول را بعد از دل مونته در رتبه دوم قرار داده‌اند و با اين نام تجاري محصولات ديگري مثل اسفناج تازه، انواع سالاد و ميان وعده‌ها با سبزيجات تازه موجود است. به علاوه فروش اين محصول از تمام محصولات سوپر ماركتي از پپسي تا پاپ كورن پيشي گرفته كه البته اين شامل فروش ميليون‌ها تي‌شرت، كلاه، ژاكت و انواع ساعت با تصوير پاپاي نمي‌شود. در واقع پاپاي اولين شخصيتي است كه با روش كاربردي وارد عرصه اسباب بازي و محصولات تجاري ارزان قيمت شد، از اسباب بازي‌هاي كوكي كوچك تا پازل و پيپ‌هاي سوت زن، صابون و تيغ اصلاح. اسباب بازي‌هاي اوليه و ارزان قيمت پاپاي در حال حاضر در مغازه‌هاي عتيقه فروشي و بازارهاي كهنه فروش‌ها با قيمت‌هاي سرسام‌ آوري به كلكسيونرها فروخته مي‌شود. البته هنوز هم كمپاني‌هاي اسباب بازي سازي بزرگي مثل مزكو تويز و كلي تويز اسباب بازي‌هاي پاپاي را توليد مي‌كند. در 1995 به مناسبت بزرگداشت صدمين سالگرد كميك استريپ پاپاي، سرويس پستي آمريكا تصوير پاپاي را در كلكسيون تمبرهاي پستي كميك‌ استريپ‌هاي كلاسيك آمريكا چاپ كرد. يكي ديگر از كارهاي پاپاي كه خيلي شناخته شده نيست و توليد يك برنامه راديويي از داستان‌هاي پاپاي است كه سه سري از اين برنامه‌ها ساخته شده و دو بار ديگر نيز شركت ويتانا اقدام به اين كار كرده كه در برنامه‌هاي آن‌ها پاپاي نيروي خود را از خوردن غلات صبحانه ويتانا به دست مي‌آورد. و يك سري هم به وسيله پاپ مايكل، در سال‌هاي 1935 تا 1938 تهيه شد. از اين برنامه‌ها در حدود 200 قسمت تهيه و پخش شد، اما در حال حاضر تعداد معدودي از اين برنامه‌ها موجود است. امسال به مناسبت هفتادوپنجمين سالگرد پاپاي يك فيلم جديد به طريقه CGI تهيه شده است كه در پاييز امسال از تلويزيون‌هاي آمريكا پخش مي‌شود، پاپاي هنوز هم يكي از شناخته شده‌ترين و محبوب‌ترين شخصيت‌هاي كارتوني در سراسر دنياست. واقعاً جالب است، اين يك ذره اسفناج چه كارهايي مي‌تواند بكند.

     

    عروس مرده طرفداران تيم برتون را سر شوق مى آورد...

    Corpse Bride

     

    تخیلی زیبا به نام عروس مرده

     

     

    ویکتور و ویکتوریا قرار است با هم ازدواج کنند، اما ویکتور که آداب و رسوم ازدواج در کلیسا را بلد نیست، به جنگل فرستاده می‌شود تا تمرین کند.
    اما ویکتور در جنگل و حین تمرین هنگامی که حلقه ازدواج را داخل یک شاخه روی زمین می‌گذارد و مراسم را به جا می‌آورد، نمی‌داند که آن شاخه انگشت یک عروس مرده است و حالا همسر قانونی او محسوب می‌شود.
    ویکتور به سرزمین مردگان برده می‌شود و ...

     

     

    فکر کنید شما فردی را برای ازدواج انتخاب کردید که اصلا پوست و گوشت ندارد و فقط اسکلت است . درون چشم وی یک کرم زندگی می کند و هراز گاه چشم یا دست وی از بدن جدا می شود و روی زمین می افتد و عروس خانم آن ها را دوباره سر جای خود می گذارد . ترسیدید ؟ اما این عروس هم جذابیت های خاص خود را دارد بخصوص این که عاشق داماد است . تخیل در این کارتون تا بی نهایت گسترده می شود از چهره های ترسیم شده ی آدم های دنیای زندگان که بسیار زشت و خنده دار هستند ، یک مشت آدم  کاریکاتوری که دنیای آنان با رنگ های سرد و خنثی رنگ آمیزی شده است که هیچ وقت نمی خندند و قیافه های عبوس دارند . در مقابل دنیای مردگان که همه چیز شاد و سرزنده است و هم اسکلت ها می خندند ، آواز می خوانند و می رقصند...

     

     

    و این خلاصه ماجرای انیمیشنی است که توانست سازندگانش را به اوج موفقیت برساند.اعضای تهیه کننده این اثر انیمیشنی آنچنان از این موفقیت خوشحال شدند که مهمانی عظیمی به راه انداختند و همه دست اندر کاران دنیای انیمیشن را دعوت کردند.

        

     

     

    و اما خالق اصلی و ویژه این اثر زیبا "تیم برتون" مدت زمان 10 سال از عمر هنری اش را صرف ساخت این اثر کرد و برای خلق شخصیت های آن ازمدل های رسی سود جست که این مسئله بسیار زمان برد.ساخت این پروژه انرژی بسیاری از تیم برتون گرفت و می توان گفت تنها کسانی که عشق فراوانی به کارشان دارند می توانند به چنین پروژه هایی بپردازند؛ چرا که با زحمت بسیار همراه است...

     

     

    «عروس مرده» نقطه اوج انيميشن عروسكى ( استاپ موشن ) است، حركات نرم و روان كاراكترها با حاصل كار بهترين نرم افزارهاى كامپيوترى دريم وركس و پيكسار برابرى مى كند.( بنا به گفته تیم برتون پس از پایان هر روز فقط دو یا سه ثانیه از انیمیشن آماده میشد و به دلیل همین جزییات در نرمی حرکات ساخت این استاپ موشن به طور کلی مدت 10 سال زمان برد )

    برتون در پاسخ به اين سؤال كه چرا در دوره رونق انيميشن هاى كامپيوترى (مثل باورنكردنى ها، قصه كوسه، ماداگاسكار و ...) رو به انيميشن عروسكى ايست - حركتى آورده و عطاى تكنولوژى جديد را به لقايش بخشيده، گفت: «به خاطر زيبايى اين عروسك ها! احساس جذاب دست ساز بودن آنها كه پينوكيو و فرانكشتين را به ياد مى آورد. من از تماشاى اثر هنرمند بر صفحه نمايش، لذت مى برم.»

     

     

    عروس مرده طرفداران تيم برتون را سر شوق مى آورد، خيلى بيشتر از «چارلى و كارخانه شكلات سازى» كه تحت تأثير نام و اعتبار نويسنده معروفش «روالد دال» بود.
    اين انيميشن ( استاپ موشین ) ۷۶ دقيقه اى تمام آن چيزهايى را كه از برتون دوست داريم در خود دارد: طنز سياه، فضاسازى هاى هراس انگيز، حس و حال ويكتوريايى و انبوهى از جسدها و مردگان جذاب و ديدنى همراه با نواى بازيگوشانه و خيال انگيز موسيقى دنى الفمن، آهنگساز هميشگى تيم برتون .

     

    خانه هیولا ...

    Monster House

    آیا این خانه غیرعادی است؟

    فيلم «خانه هيولا» به كارگرداني گيل كنان و بازيگري استيو باس سمي، مگي گيلن هال، جون هدر ميباشد.

    داستان فيلم از اين قرار است كه سه كودك پي مي برند كه خانه همسايه، خانه اي هيولايي است و هر چند به والدين و بزرگسالان مي گويند، باور نمي كنند. آنها به دنبال راهي هستند كه جلوي رشد عجيب و غريب آن را بگيرند و ساير همسايگان را از وضع موجود خلاص كنند....
    گفتني است پخش اين فيلم را شركت sony pictures به عهده دارد. اكران فيلم 21 جولاي 2006 برابر با 30 تير 1385

    گونه: انيميشن / حادثه اي / كمدي / درام / خانوادگي / تخيلي / معمايي

    كارگردان: Gil Kenan

    نويسنده: Dan Harmon (فيلمنامه) , Rob Schrab (فيلمنامه) ...

     

    پیکسار و ماشینها...

    THE CARS

    ماشینها خوب فروش نکردند!!!

    بلاخره انيميشن ماشينها اولين ساخته كمپاني پيكسار جدا از كمپاني والت ديسني که بیانگر قدرت کار حرفه ای و توانایی بالای این کمپانی در خلق آثار زیبا و حرفه ای است در هاليوود اكران شد. اين در حاليست كه ظاهرا به خاطر تب تند جام جهاني نتوانسته از فروش بالايي كه براي اين انيميشن پيشبيني شده بود برخوردار شود.البته اين مي تواند يكي از دلايل ركود آن باشد...!

    در اين انيميشن ماشینی به نام مك كويين در راه رسيدن به آرزويش كه قهرماني در مسابقات است با مشكلاتي مواجه مي شود و حسابي جوش مي آورد... اون ويلسون بازي اين كاراكتر را عهده دارد.

    گونه:

    انيميشن / كمدي / خانوادگي / تخيلي / ورزشي

    كارگردان:

    John Lasseter

    نويسنده:

    Robert L. Baird (additional فيلمنامه material) , Dan Fogelman (فيلمنامه)

    تهيه كننده:

    Darla K. Anderson .... producer

    موسيقى:

    Bruno Coon (song)
    Randy Newman

    تدوين:

    Ken Schretzmann

    بازيگران:

    Owen Wilson نقش Lightning McQueen (voice)
    Paul Newman نقش Doc Hudson (voice)
    Bonnie Hunt نقش Sally Carrera (voice)
    Larry The Cable Guy نقش Mater (voice)
    Cheech Marin نقش Ramone (voice)
    Tony Shalhoub نقش Luigi (voice)
    Guido Quaroni نقش Guido (voice)
    Jenifer Lewis نقش Flo (voice)
    Paul Dooley نقش Sarge (voice)
    Michael Wallis نقش Sheriff (voice)
    George Carlin نقش Filmore (voice)
    Katherine Helmond نقش Lizzie (voice)
    John Ratzenberger نقش Mack (voice)
    Joe Ranft نقش Red/Peterbuilt (voice)
    Michael Keaton نقش Chick Hicks (voice)

     

     

     

     

    تام و جری دوست یا دشمن. اما همیشه می مانند!!!

    Tom & Jerry

    اگر كسي قصد تنظيم ليستي از معروف‌ترين و محبوب‌ترين كارتون‌هاي دو کاراکتری را داشته باشد كه تا به حال ساخته شده‌، احتمالاً «تام و جري» را در رديف‌هاي اول اين ليست جاي خواهد داد. حتي در ليست بهترين شخصيت‌هاي كارتوني، «تام و جري» حضور دارند. Tv Guide، اوايل سال گذشته مرتكب قضاوت ناعادلانه‌اي شد كه تام و جري را در رديف پنجاهم، از ليست پنجاه شخصيت كارتوني قرار داد.  ماجرا از وقتي شروع شد كه «ويليام هانا» و «ژوزف باربارا» به دپارتمان انيميشن كمپاني MGM جديد ملحق شدند. «هانا» از كارش با «Harman – Ising » به اين كمپاني آمد در حالي كه «ژوزف باربارا»، داستان‌نويس و انيماتور جواني بود كه براي «ون بورن» و «پائول تري» كار مي‌كرد. هر چند در گذشته، آن‌ها هر كدام به تنهايي كار مي‌كردند، اما هيچ يك از آثار آن‌ها موفق نبود. در MGM اين دو خيلي زود با هم اُخت شدند و تشكيل يك زوج را دادند. نكته كاملاً مؤثر اين همكاري، تلفيق طرح‌هاي «هانا» و حس موقعيت‌شناسي داستاني‌ «باربارا» و ايده‌هاي شوخي و طنز او بود. اولين كار مشترك آن‌ها «Puss Gets the Boot» به قدري موفق بود كه كانديداي دريافت جايزه اسكار شد. باعث افتخار بود كه طي مدت 15 سال كه خود را وقف زوج موش و گربه كردند، اين موفقيت تكرار مي‌شد. آن‌ها اولين جايزة اسكار خود را در سال 1943 براي «Yankee Doodle Mouse» دريافت كردند و بعد از آن هم، هفت جايزه ديگر دريافت نمودند. بيش از 15 سال، «هانا» و «باربارا» روي تام و جري كار كردند و كمي ساختار آن را تغيير دادند. داستان‌هاي آن معمولاً حول اين موضوع مي‌چرخيد كه تام، جري را در سرتاسر خانه دنبال مي‌كند در حالي كه «جري» هوشمندانه در چندين مورد برابر «تام» مي‌ايستد، اين داستان سال‌ها موفق بود و افزايش علاقة مردم به اين زوج در دهه 40 و 50 آن‌ها را به سرشناس‌ترين ستاره‌هاي انيميشن تبديل كرد.

     

     در دهه پنجاه، چند بازيگر حاشيه‌اي به داستان اضافه شد، از جلمه: همتاي جوان‌تر و كوچك‌تر جري، Little Nibbles، يك اردك ملوس به نام «يانكي دودل» و زوج پدر و پسري سگ به نام «اسپايك» و «تايك». تغييرات طرح كارتون‌ها نيز در سال 1954 وقتي MGM اولين كارتون كوتاه سينما اسكوپ خود را پخش كرد -آن هم به دليل اين كه خطوط مي‌بايست براي پردة بزرگ‌تر و عريض‌تر، تميز‌تر و بهتر كار مي‌شد- صورت گرفت. اين سبك طي چند سال آتي، رايج شد، هر چند «هانا» و «باربارا» در سال 1956 همان سري كارتون‌هاي قبلي تام و جري را توليد ‌كردند چون واحد كارتون MGM در سال 1957 در حال تعطيل شدن بود. چند سال بعد، تام و جري بازگشتند اما به شدت دستخوش تغيير و تحول شده بودند. MGM صاحب رايت تام و جري بود و آن را به Gene Deitch واگذار کرد،‌ بنابراين او توانست 13 كارتون جديد آن را در سال 1961 توليد نمايد. Deitch در چكسلواكي يك استوديو تأسيس كرد، اما كيفيت كارتون آن به دليل كم‌رنگ شدن طنز و ضعف در طراحي كاراكترها بسيار اُفت كرد. به هر حال، اقبال عمومي به اين كارتون، MGM را متقاعد كرد تا كار ساخت «تام و جري» را از سر بگيرد، از همین رو آن‌ها بلافاصله به «چاك جونز» پيشنهاد كار كردند. «جونز» برخي از طرح‌ها را تغيير داد که برخي از قسمت‌ها خوب و برخي بد از آب درآمد و قبل از اولين نمايش فيلم تام و جري در دهه 90،‌اين پاياني بر نمايش تام و جري روي پردة بزرگ سينما بود. اين كارتون‌ها در تلويزيون، زندگي دوباره و جديدي پيدا كردند. تلويزيون صبح روزهای شنبه را برای پخش اين كارتون انتخاب كرد. به هر حال شخصيت Mammy Two – Shoes: به دليل سانسورها مجدداً طراحي شد و صداي آن را، صداپيشة كهنه‌كار «جان فورِي» (Jone Forey) كه نقش يك مستخدم ايرلندي را بازي مي‌كرد، به عهده گرفت. «هانا»‌و «باربارا» وقتي ايده و طرح‌شان را به ABC پيشنهاد دادند،‌درصدد بودند تا به طرح‌ها و شخصيت‌هاي قبلي خود بازگردند، ولي ABC بر اين عقيده بود توليد مجدد كارتون‌هاي تام و جري قديمي خيلي خشن است تا آن‌ها ساختار آن را عوض كردند و از آن دو شخصيت دشمن، دو دوست ساختند بدون هيج خشونتي و به همین جهت ماجراها و درگيري‌هاي آن‌ها طنز قوي و مزة خود را از دست داد. اين كارتون جديد با شكست مواجه شد، اما سري دوم آن، به نام «بچه‌هاي تام و جري» در سال 1990 كار موفقي از آب درآمد و پخش شد. موفقيت اين نمايش «ترنر پيكچرز» را كه صاحب رايت تام و جري بود، به پخش انتشار فيلم تام و جري در سال 1992 تشويق كرد. اين فيلم، شاهكار اين موش و گربه بود. چون براي اولين بار اين دو كاراكتر كارتوني، صحبت مي‌كردند. اما به هر حال، اين فيلم با شكست مواجه شد و فقط چند هفته اكران شد. در حال حاضر اين كارتون با انتشار نسخة DVD آن حيات دوباره يافته با اولین نسخه تام و جري: «بزرگ‌ترين تعقيب و گريز‌ها در سال 2000» و فيلم The Magic Ring كه سال 2002 منتشر شد. «تام و جري: Whiskers away » آخرين قسمت اين مجموعه است تا توليد كارتون قديم MGM ادامه داشته باشد.

                

     

    انیمیشن و جام جهانی فوتبال

    We Are The Champions

    قورباغه دیوانه به جام جهانی راه یافت!

    سلام گفتم حالا كه بازار جام جهاني داغ من هم در مورد انيميشن و جام جهاني بنويسم... يه راست مي رم سر اصل مطلب و اين كه من زيباترين كار انيميشن جام جهاني ۲۰۰۶ رو در كليپWe Are The  Champions گروه  Crazy Frog دیدم. این قورباغه با مزه که قبلا صداش از محبوب ترین ملودیهای موبایل شده بود حالا با یک انیمیشن قوی و زیبا و موسیقی معروف we are the champions . queen حال و هوای کلیپ ویدئوهای تبلیغاتی جام جهانی رو جذابتر و دیدنی تر کرده...

    در هر حال دنیای انیمیشن همیشه زیباست و حالا با قرار گرفتن در کنار دنیای پر هیاهوی فوتبال ویکی از خاطره انگیزترین آهنگهای کوئین قضاوت رو در مورد این کار متفاوت راحتتر می کنه... فقط باید منتظر ماند تا ببینیم قهرمان واقعی چه کسی خواهد بود...همیشه پیروز باشید...

            

            

    nine old men

     Nine Old Men & Frank Thomas

    فرانک تاماس، کارگردان بزرگ سينماى انيميشن هاليوود ونه پیرمرد

     

    "فرانک تاماس "، انيميشن ساز پيشرو "والت ديسنى"، بود که شخصيت هاى کلاسيکى مثل "پينوکيو"، "بامبى" و "پيتر پن " را حيات بخشيد، 
    "تاماس " يکى از اعضاى گروه نخبگان ۹" پير مرد"، والت ديسنى بودکه براى آفرينش شخصيت هاى کلاسيک کارتونى دست چين شده بودند،
    "مايکل آيسنر"، رييس استوديوهاى ديسنى، درباره تامس و فعاليت حرفه اى وى که ۴۳ سال طول کشيد، گفت : او بخش مهمى ازميراث "ديسنى" و يکى از شگفت انگيزترين افراد با استعدادى بود که در اين استوديو تاکنون کار کرده است.
    "آيسنر" گفت: او از "سفيد برفى" تا "بامبى " و "امدادگران "، به شکلگيرى شخصيت ها، بازیها و فيلم هايى که ديسنى تهيه میکرد و در سراسر جهان دوست داشتنى هستند، کمک کرد. او شادى زيادى را به زندگى ما وارد کرد و جاى خالى او کاملا محسوس است.وی در سپتامبر سال ۲۰۰۴ در گذشت. 
    "تاماس "، يکى از دو بازمانده اعضاى ۹" پير مرد" ديسنى بود که گروه اصلى آفريننده اولين انيميشن بلند هاليوود به نام "سفيد برفى و هفت کوتوله " در سال۱۹۳۷ بودند.
    "ديسنى" که در سال1966 از دنيا رفت نام گروه اوليه خود را از عبارتى که "فرانکلين روزولت " رييس جمهورى فقيد آمريکا که اعضاى "ديوان عالى" خود را "نه پيرمرد" ناميد، گرفت.
    از ديگر کارهاى تاماس میتوان به "کارگردانى انيميشن "کتاب جنگل" (۱۹۶۷) ، "اشراف زادگان " (1970)، "رابين هود" (۷۳ 19) و "امدادگران"  (1977) اشاره کرد وى در ژانويه سال۱۹۷۸ از اين هنر کناره گرفت .
    آخرين بازمانده "نه پير مرد" "اولى جانستون "۹۱ ساله و از همکاران قديمى "تاماس " است.

    استفاده از خبر تنها با ذکر نام منبع مجاز است... 

      

    Bruno Bozzetto و انیمیشنهای دوست داشتنی

    Bruno Bozzetto

    انیمیشن المپیک را ببینید... 

    برونو بوزتو متولد 1938 ميلادي در شهر ميلان ايتاليا است، اولين فيلم كوتاه انيميشن خود را به نام "تاپوم! داستان اسلحه" را زمانيكه فقط 20 سال داشت ساخت. شخصيت مشهور برونو بوزتو آقاي روسي (Mister Rossi) است. او با اين شخصيت، چندین فيلم كوتاه و سه فيلم بلند ساخت. او همچنين سه فيلم بلند انيميشن ساخت كه عبارتند از: در سال 1965 "غرب و نوشابه "، درسال 1968 "برادرم سوپر من"، درسال 1976 "Allegro non troppo" ودرسال 1987 يك بلند اكشن به نام "زير رستوران چيني ها".
    او همچنين انيميشن هاي كوتاه بسياري را توليد كرد كه او را در سراسر جهان به شهرت رسانيد وجوايزي نيز براي آنها دريافت كرد. ازجمله، خرس طلايي درجشنواره فيلم برلين در سال 1990 براي"آقاي تائو" و نامزدي اسكار براي "ملخ ها" درسال 1991. اودر سال 1995 يك انيميشن كوتاه 7 دقيقه اي را براي هانا باربرا (Hanna Barbera) باعنوان"كمك؟" ساخت ودر سال 1996 با همكاري RAI و با حمايت شرکت كارتون (برنامه رسانه هاي اتحاديه اروپا)، "خانواده اسپاگتي " راساخت.
    اين سريال توسط Animation Band و Rai Fiction توليد شده و شامل 26 قسمت مي باشد. همچنين ازسال 1991 تا 2003 ، فيلم هاي كوتاه بسياري را توليد كرده كه  بصورت انيميشن دو بعدي ساخته شده اند، مانند "اروپا و ايتاليا"، "توني و ماريا" ، "To bit or not to bit" و "Yes & No" ، "آدم" و"المپيك". درسال 2003، cineteque شهر میلان ايتاليا يك DVD از بهترين برنامه هاي تلويزيوني دهه 60 و 70 كه توسط استوديوي بوزتو ساخته شده، توليد كرد. دوكتاب باعنوان "
    La fabbrica dell' Animazione" و "L'estetica di Bruno Bozzetto"  نيز در باره او منتشرشده است.

    پیشنهاد می کنم انیمیشن زیبای المپیک را در لینک زیر ببینید و قدرت کار و خلاقیت این انیماتور حرفه ای را ببینید...   

      OLYMPICS ANIMATION